پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٣٥ - از آنچه به روز فرات گفته شده
پيش از من و علمش به قرآن و سنّت بيش از من است و هموست كه خود جانبازى مىكند[١].
[رجز ظبيان]
نصر، از عمر بن سعد، از مردى از آل خارجة بن صلت كه گفت:
ظبيان بن عماره تميمى آن روز نبرد مىكرد و مىگفت[٢]:
|
مالك يا ظبيان من بقاء |
فى ساكن الارض بغير ماء ... |
|
[٣].
اى «ظبيان» تو را از درنگ در اين سرزمين بى آب چه حاصل؟
نه، سوگند به خداى زمين و آسمان بر روى دشمنان نيرنگ باز بكوب، با شمشير به هنگامه پيكار[٤] تا آن كه متقابلا پاسخت دهند و هماوردى كنيد.
و گفت: به خدا ايشان را چندان به تيغ بزنيم تا آب را به ما وا نهند.
[از آنچه به روز فرات گفته شده]
نصر: عمر بن سعد با اسنادش گفت:
نبرد ميان ما و شاميان به درازا كشيد، و من گفته عبد اللّه بن عوف [بن] احمر[٥] را به روز فرات فراموش نمىكنم. وى كه از زبده سواران على بود ايشان را به شمشير مىزد و مىگفت:
|
خلّوا لنا عن الفرات الجارى |
أو اثبتوا للجحفل الجرّار ... |
|
آب رونده فرات را براى ما باز گذاريد و ميدان ته كنيد يا تن به مقاومت در برابر لشكر انبوه ما دهيد.
[١]( مراد على بن ابى طالب عليه السلام است.- م.) متن از روى شنهج( ١: ٣٣٠)« يسخى بنفسه» و در اصل به خطا[ ... بنفسى].
[٢] اين رجز در تاريخ طبرى نيز( ٥: ٢٤٠) طبق همين روايت آمده.
[٣] در شنهج( ١: ٣٣٠) آمده است:[ ظبيان بن عماره تميمى بر شاميان حمله آورده مىگفت:
\sُ هل لك يا ظبيان من بقاء\z فى ساكنى الارض بغير ماء].\z\E
[٤] در لغت« الوغى» و در متن به ضرورت شعرى به مد آخر« الوغاء» و در شنهج[ الهيجاء].
[٥] در طبرى[ عبد اللّه بن عوف بن احمر ازدى] و تكمله در اينجا و آنچه پيشتر در ص ٢١٩ گذشت از طبرى است.