پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٣٣ - پاسخ عمرو
گذار. (اما) يزيد- كه سخت هواخواه عثمان بود- گفت: به خدا، هرگز نگذارم[١]. بايد همچنان كه امير مؤمنان (عثمان) را تشنهكام كشتند ايشان را تشنه بكشيم.
[رجز اشتر در حمله بر عمرو]
نصر، عمرو بن شمر، از اسماعيل سدى كه گفت: شنيدم بكر بن تغلب سدوسى مىگويد:
به خدا، هنوز در گوشم اين آوا را مىشنوم كه اشتر هنگامى كه روز فرات به عمرو بن عاص حمله مىكرد مىگفت:
|
ويحك يا ابن العاصى |
تنحّ فى القواصى ... |
|
واى بر تو اى پسر عاص (و اى نافرمانزاده) به دور دستها بگريز، و به دژهاى استوار پناه بر، كه امروز در عرصه پيكار گرفتار شدى.
ما موى پيشانى (دشمن) را مىگيريم[٢] (و او را فرو مىكشيم) و از رويارويى پروا نداريم.
ما را سواران تيز تك هستند، و گرد معاصى نمىگرديم.
ما را جوشن پوشانى هستند كه در هنگامههاى پيكار بى امان جوشنشان مىدرخشد.
پاسخ عمرو
پس عمرو به او پاسخ داد:
|
ويحك يا ابن الحارث |
انت الكذوب الحانث ... |
|
واى بر تو اى پسر حارث[٣] تو دروغزنى تبهكارى،
[١] در نسخه اصل به اضافه آمده[ كلّا و اللّه يا امّ عبد اللّه] كه ممكن است از تصرفات كاتب نسخه باشد يا چنان كه ناشر نسخه اصل اشاره كرده طعنه يزيد بن اسد بر معاويه باشد.( چون كنيه وى ابو عبد اللّه بوده و معاويه نيز او را بدين كنيه خوانده و دستور گشودن آب را داده است او به طعنه معاويه را ترسو و زن صفت و به كنيه« امّ عبد اللّه ننه عبد اللّه» مخاطب ساخته تا در ضمن او را به ادامه بستن آب تحريك كرده باشد.- م.) ولى فقدان اين عبارت در شنهج مؤيد آن است كه آمدن آن در نسخه اصل همان تصرف كاتب است.
[٢] متن« نأخذ بالنواصى» و در اصل به تحريف[ ... القصاص].
[٣]« ابن الحارث» همان اشتر است كه نامش مالك بن حارث بن عبد يغوث بن مسلمة بن ربيعة بن حارث بن جذيمه است و نخعى نسبت دارد.- الاشتقاق ص ٢٤١ و المعارف، ٨٤