پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٥٧ - سخن هاشم بن عتبه
گفت: بايد اين سخن را در دل نگهداريد و آن را بر زبان نياريد مبادا شنوندهاى آن را از شما دو تن بشنود. همانا خداوند كشته شدن را بر قومى و مردن (در بستر) را بر قومى ديگر نوشته[١] و مقرر داشته است، و هر كسى مرگش چنان رسد كه خداوند بر او نوشته است. پس خوشا بر مجاهدان در راه خدا و كشتهشدگان در طريق طاعت او.
سخن هاشم بن عتبه
چون هاشم بن عتبه[٢] گفتگوى ايشان را شنيد [برخاست][٣] و خدا را سپاس و ستايش كرد و سپس گفت: اى امير مؤمنان، ما را بر سر آن قوم سنگدل بتاز، كسانى كه كتاب خدا را پشت سر نهادند و رفتارى بر خلاف خرسندى خدا با مردم در پيش گرفتند، حرامش را حلال شمردند و حلالش را حرام انگاشتند، و شيطان بر ايشان چيره شد[٤] و وعدههاى باطل بديشان داد و در خواب آرزوهاى بيهوده فرو بردشان تا از راه هدايت بازشان داشت و آهنگ بدى با آنان كرد و دنيا دوستشان نمود، پس آنان بر سر دنياى خويش با همان دلبستگى كه ما براى تحقّق وعده اخروى پروردگارمان مىجنگيم، مىجنگند. و تو اى امير مؤمنان نزديكترين مردم، از نظر خويشاوندى، به پيامبر خدا صلى اللّه عليه، و برترين مردم، از نظر پيشينه و تقدّم در اسلام، هستى. و آنان نيز اى امير مؤمنان در حق تو همين را كه ما دانستهايم، مىدانند. ليكن به حكم تقدير، شقاوت و بدبختى گريبانگيرشان گشته و هواى نفس ايشان را از راه حق منحرف كرده است و ستمكار شدهاند.
[١] يعنى به برخى فضيلت نيل به شهادت بخشيده و برخى را مرگ عادى نصيب فرموده است.- م.
[٢] هاشم بن عتبة بن ابى وقاص كه روزهاى صفين پرچمدار على عليه السلام بود و در آخرين روزهاى پيكار كشته شد- الاصابة، ٨٩١٣ و الاشتقاق، ٩٦
[٣] در اصل نيست و در شنهج[ ... ما قالاه اتى عليا عليه السلام فقال: سر بنا ... چون آنچه آن دو گفته بودند شنيد، نزد على عليه السلام آمد و گفت: ما را به راه انداز ...].
[٤] در اصل[ استولاهم الشيطان] و در شنهج( ١: ٢٨٢)[ ... و استهوى بهم الشيطان] و چنين پندارم كه[ استهواهم الشيطان شيطان ايشان را به پيروى از هوى خواند] باشد.