پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٥٦ - گفتگوى زياد بن نضر و عبد الله بن بديل
گرفته همراهى مكن[١] زيرا معاويه مردم را خوار و ناچيز شمرد و حق را ناديده گرفت[٢]، [و السلام[٣].]
پاسخ عمرو
و عمرو بن عاص به او نوشت:
از عمرو بن عاص به على بن ابى طالب. اما بعد، آنچه صلاح ما در آن است و موجب الفت و نزديكى ميان ما مىشود آن است كه تو به حق بازگردى و درخواست تشكيل شورايى را كه خواسته شده بپذيرى[٤].
پس، از ما آن كس كه بر حق پايد شكيبا ماند و مردم او را در مبارزه خود معذور شناسند، و السلام.
اين نامه پيش از آن كه على رهسپار نخيله شود به وى رسيد.
[گفتگوى زياد بن نضر و عبد اللّه بن بديل]
نصر: عمر بن سعد، از ابى روق كه گفت:
زياد بن نضر حارثى به عبد الله بن بديل ورقاء گفت:
امروز بر ما و آنان روزى سخت دشوار باشد كه كسى ياراى شكيبايى بر آن نيارد مگر آن كه دلير مردى درست نيّت و دلاور باشد. و به خدا سوگند كه گمان نمىبرم امروز از ما و ايشان جز دونان زنده مانند[٥]. عبد الله بن بديل گفت: من نيز چنين پندارم. پس على
[١] متن« لا تجارينّ معاوية فى ...» و در شنهج[ و لا تشرك معاوية فى ... با معاويه در ... شريك مشو].
[٢] متن« غمص الناس و سفه الحق» كه از« سفه» تأويلهاى گوناگونى از قبيل:
« ستيزهجويى در برابر حق» شده، و زجاج گويد:« سفه» به معنى جهل است. و اين عبارت اقتباس از حديث پيامبر خداست كه ابن منظور در اللسان( ماده غمص) روايت كرده است.
[٣] ابن ابى الحديد بعد از اين كلمه افزوده:[ نصر گفت: اين نخستين نامه على عليه السلام به عمرو بن عاص است.]
[٤] متن« و ان تجيب الى ما تدعون اليه من شورى» و در شنهج[ الى ما ندعوكم اليه من الشورى ... به آن شورايى كه ما شما را بدان مىخوانيم گردن نهى].
[٥] مراد اين كه دلاوران هر دو طرف در معركه جان خواهند باخت و فقط ضعيفان و فراريان دون همت زنده خواهند ماند.- م.