پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٤ - ورود على(عليه السلام) به كوفه
______________________________
آنچه
را ابن طيورى مىدانست بر او باز خواند. ابن جوزى گويد: «من بر او حديث باز
مىخواندم و او مىگريست، و من از گريه او بيش از روايت حديثش فيض بردم». وى به
سال ٥٣٨ ه ق در گذشت. المنتظم، ١٠: ١٠٨- ١٠٩ و صفة الصّفوة، ٢: ٢٨١ و تذكرة
الحفّاظ، ٤: ٧٥- ٧٦ و شذرات الذهب، ٤: ١١٦- ١١٧
ابو الحسين مبارك بن عبد الجبار بن احمد بن قاسم بن احمد صيرفى طيورى كه به ابن حمامى و محدّث بغدادى نيز معروف است. وى از ابو على بن شادان، و ابو الفرج طناجيرى، و ابو الحسن عتيقى، و ابو محمد خلّال حديث شنيده و يك هزار جزء (حديث) به خط دارقطنى نزدش بوده است و سلفى از او بسيار نقل كرده و يكصد جزء را بر او پيراسته كه به طيوريات معروف است. چنان كه در لسان الميزان، ٥: ١١ آمده: ابن حمامى «به تخفيف ميم» خوانده مىشود. وى به سال ٤١١ ه ق متولد شده و به سال ٥٠٠ ه ق درگذشت. المنتظم، ٩: ١٥٤ و لسان الميزان، ٥: ٩- ١١ و شذرات الذهب، ٣: ٤١٢
احمد بن عبد الواحد بن محمد بن جعفر بن احمد بن جعفر بن حسن بن وهب، ابو يعلى، معروف به ابن زوج الحرّة از موسى بن جعفر عليه السلام و ابو الحسن دارقطنى (حديث) شنيد.
خطيب بغدادى گويد: «من از او نوشتم، و او بسيار راستگوى بود و به درب المجوس از نهر طابق سكونت داشت. او را از تاريخ ولادتش پرسيدم گفت: چهل روز پس از آغاز خلافت القادر باللّه زاده شدم. آغاز خلافت القادر باللّه در روز يازدهم ماه رمضان سال سيصد و هشتاد و يك بوده است. ابو يعلى در روز پنجشنبه بيست و چهارم ماه شوال سال چهار صد و سى و هشت درگذشت و همان روز در باب الدير نزديك مزار معروف كرخى به خاك سپرده شد.» تاريخ بغداد.
خطيب شرح حال او را در تاريخ بغداد، ٢: ١١١ آورده و گويد: او از اسماعيل بن محمد صفّار، و ابو عمرو بن سمّاك، و عبد الصمد بن على طستى حديث شنود. و وفاتش را به سال ٣٩٣ ه ق ذكر كرده و اين سالى است كه در آن ابو الفتح عثمان بن جنّى و قاضى على بن عبد العزيز جرجانى هم درگذشتند.
اين تكمله در ديگر اسانيد بخشهاى كتاب نيز ثبت شده و همچنين در شرح حال او در منته المقال ص ٢٢٥ آمده و نوشته است: «تلعكبرى در كوفه و بغداد از او استماع حديث كرد و وى را از او اجازه روايت است». اين تلعكبرى كه به او اشاره مىكند، ابو محمد هارون بن موسى بن احمد بن سعيد شيبانى است كه صاحب منته المقال شرح حالش را در ص ٣٢٠- ٣٢١ آورده است.
پس از عقبة بن وليد تا اينجا را در مراجعى كه نزد من است نيافتم.
در نهاية الارب، ٢: ٣٣٣ «الاسعد بن همام- با الف و لام» آمده. براى ادخال «ال» بر سر اعلامى كه در اصل صفت هستند حاشيه كتاب الحيوان، ٣: ٣٨٢ و مجلة الثقافة ٢١٥٢
ابو محمد سليمان بن الربيع بن هشام بن غرور بن مهلهل، نهدى كوفى. به بغداد درآمد و-