دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٥٢ - فصل ٩٧ ادعاى بىاساس كيسانيه در باره امامت محمد بن حنفيه - برداشت غلط كيسانيه از حديث پيامبر ص
دادن امام حسن و امام حسين عليهما السّلام به پيغمبر ٦ نص باشد برايشان بر پيغمبرى ايشان، زيرا مضاف اليه همچنان كه در صورت اول امام است كه نفس خودش باشد مضاف اليه در صورت ثانى پيغمبر ٦ است. و اگر نسبت دادن ثانى دلالت نكند بر پيغمبرى ايشان، همچنين نسبت دادن اول دلالت نمىكند بر امامت. و اين معنى ظاهر است براى كسى كه تأمل كند اين سخنان را.
و اما اعتقاد نمودن اين طايفه بر اينكه حضرت امير المؤمنين ٧ در روز بصره علم را به دست محمد بن حنفيه داد. و قياس كردن ايشان اين معنى را بر اينكه رسول ٦ علم را به دست امير المؤمنين ٧ داد پس چنان كه حضرت امير المؤمنين ٧ بعد از رسول اللَّه امام است همچنين محمد بن حنفيه بعد از امير المؤمنين ٧ امام باشد.
به درستى كه لازم است بگوئيم به ايشان كه اين فعل رسول ٦ يعنى دادن علم به دست امير المؤمنين ٧ اصلا دلالت ندارد بر امامت امير المؤمنين ٧؛ كه اگر دلالت داشته باشد، پس لازم است هر كه علمدار رسول ٦ بوده باشد خليفه و جانشين آن حضرت ٦ باشد. و همچنين هر كس علمدار امير المؤمنين ٧ باشد خليفه و جانشين آن حضرت باشد و اين سخن جهلى است كه مرتكب آن نمىشود هيچ عاقلى.
با آنكه لازم مىآيد بر اين فرقه كه محمد بن حنفيه امام امام حسن و امام حسين عليهما السّلام باشد. بلكه ايشان را عليهما السّلام امامت نباشد؛ زيرا ايشان متحمّل رايت امير المؤمنين ٧ نشدند و علم محمد بن حنفيه را بود نه ايشان را عليهما السّلام.
و اين قولى است كه فرقه كيسانيه اين را باطل مىدانند و نرفته بر اين مذهب مگر قليلى نادر از طايفه كيسانيه چنان كه پيش از اين حكايت كرديم. و اين قول باطل است به اتفاقى كه حاصل شده است بر قول پيغمبر ٦ در شأن امام حسن و امام حسين عليهما السّلام كه «اين دو پسر من هر دو اماماند، خواه قائم باشند يا قاعد»[١]
[١].« علل الشرائع شيخ صدوق» ١/ ٢٤٩