دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٥٢ - فصل ٨٢ عملكرد ابو بكر و عثمان توجيه پذير نيست - أقيلونى گفتن ابو بكر و نصب عمر به خلافت
فصل ٨٢ [عملكرد ابو بكر و عثمان توجيه پذير نيست]- [أقيلونى گفتن ابو بكر و نصب عمر به خلافت]
گفته است شيخ- ادام اللَّه حراسته- كه اجماع كردهاند امت بر اينكه ابو بكر بعد از اينكه بيعت كردند با او، گفت: أقيلونى أقيلونى[١]؛ يعنى فسخ كنيد اى گروه مردمان، بيعت را كه با من كردهايد! پس طلب نمود از مردمان كه فسخ كنند قبول حكومت و فرمان فرمائى را كه نسبت به او كرده بودند. و اين معنى معلوم و مشخص است نزد ما كه اصلا شك در صدق آن نداريم.
و همچنين اجماع كردهاند امت بر اينكه مردمان دعوت كردند عثمان را به اينكه خلع كند نفس خود را از خلافت. و او ابا كرد و به واسطه ابا، او را محاصره كردند و گفتند كه اگر خلع نفس خود را از خلافت نكنى البته تو را مىكشيم. و قصد ايشان آن بود كه اختيار كنند از براى خود امامى كه از او راضى باشند.
عثمان با وجود اين قدر تأكيد مردم ابا نمود و در صدد و دفع ايشان از اين رأى در آمده احتجاج مىكرد با ايشان به اينكه خلافت پيراهنى است كه خداى تعالى به او پوشانيده، پس حلال نباشد بر او كه خلع كند خود را از آن. و مىگفت به ايشان كه البته نمىكنم پيراهنى را كه خداى عزّ و جلّ به من در پوشانيده.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد كه ما نظر كرديم در اين دو كار ابو بكر و عثمان؛ پس يافتيم اين دو كار را مخالف و ضد يك ديگر به حيثيتى كه هر يك از اين دو كار كه صواب باشد موجب خطاى آن كسى است كه آن كار ديگر را كرده؛ زيرا اگر فرض كنيم كه حلال باشد بر ابو بكر اينكه خلع كند نفس خود را از امامت به اختيار خود دعوت كنند مردم را به فسخ بيعت كه با او كرده بودند.
پس هر آينه حرام گردانيده باشد خداى تعالى بر عثمان اينكه امتناع كند و ابا
[١]« شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد» ١/ ١٦٩.