تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٧ - بيان عجز شيخ الرئيس از حل بعضى از مسائل
معاد را ثابت مىكند، [١] ولى ما چون مرتبه برزخيه را اثبات نموديم، براى نوع مردم معاد جسمانى قائليم و اين معنى پيش ما برهانى است، البته مرتبه برزخيه را حتى اطفال هم دارند و لذا از وقتى كه متولد مىشوند، پستان مادر را با اراده و اختيار امتصاص مىكنند و همين دليل تجرد است و لو ضعيف باشد، و فعل ارادى و اختيارى، از نفس مجرد- و لو مجرد متوسط- صادر مىشود و بعيد نيست كه اگر در اوان تماميت اربعة اشهر- كه اول طلوع قوه حسيه در جسم جنين است- آفتى به آن برسد و جسم جنين منحل گردد، آن قوه هم منحل شود و به انحلال موضوع تمام شود؛ چه در آن موقع مثل يك قوه برقى است كه در سيمى جارى است كه به مناسبت از بين رفتن آن سيم، آن قوه هم تمام مىشود و معدوم مىگردد؛ چون مرتبه مستقله ندارد تا به بقاى آن مرتبه مستقله، او هم باقى باشد.
ولى وقتى كه به حركت جوهريه، اصل و مرتبه مستقله مجرده- و لو متوسط بين ماديت محض و عقل محض- پيدا شود، اشعه نوريه آن مخزن و اصل هم به بقاى آن مرتبه مستقله باقى است، و لذا در چيزهايى كه نفوسشان مرتبه برزخيه تجرديه پيدا كردند وقتى كه از طبيعت بيرون رفتند، مثل اكثر نفوس بشر، قواى تحريكى و مدركى هم به مشايعت نفس مىروند؛ در نتيجه در عالم برزخ قوه حس لمس و ذوق و شامّه و بصر و سمع و قواى ديگر، نفس را مشايعت مىكنند، و لذا براى نوع مردم، بلكه نوع حيوانات حتى اطفال، چون مرتبه متوسطه تجرد برزخى دارند، معاد جسمانى ثابت است.
شيخ رحمه الله چون نتوانسته اين معنى را تحصيل كند، لذا گاهى معاد را براى اكثر مردم جايز نمىداند و فقط مختص كسانى مىداند كه قوه عاقله دارند، و گاهى قوه عاقله را توسعه مىدهد و براى اكثر مردم معاد را اثبات مىكند؛ زيرا مىگويد: لا اقل توانستهاند مفهوم شىء را تحصيل نموده و انتزاع كنند و مفهوم كلى را بدانند و اولياتى مثل
[١] رسالة فى السعادة، ضمن الرسائل، ص ٢٧٣- ٢٧٦؛ شفا، بخش الهيات، ص ٥٤٤- ٥٥٣؛ شرح اشارات، ج ٣، ص ٣٥٥.