تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٣ - جايگاه اين بحث در تقريب مرام آخوند
برگ وجودش كه در مرتبه ادنى داشت، زده مىشود و باقى مانده كه كمتر از مرتبه ادنى است، در مرتبه بالاتر قرار مىگيرد.
مرحوم آخوند رحمه الله مىفرمايد: قضيه اين طور نيست، بلكه با حركت جوهريه، عين همين موجود طبيعى، از طبيعت حركت نموده و به طرف كمال مىرود؛ چنانكه در طفوليت و صباوت و شباب و كهولت، يك هويت و وجود است و اگر كسى همراه او باشد و هر روز اين موجود را ببيند، حكم قطعى مىكند كه وجود واحد و شخصيت وحدانى است و با همه اين تبديلات و تغييرات، در نظرش فرقى ايجاد نمىشود و مىگويد: اين موجود همان موجود قبلى است گرچه بيست سال يا بيشتر از عمرش گذشته باشد؛ چنانكه خودش هم مىگويد: من همان موجود بيست سال قبل هستم و «من» كه عبارت از مجموع بدن و نفس و ماده و صورت باشد، يك هويت شخصيه است، و اگر شخصى مىگويد: من همان موجود بيست سال قبل هستم، مجازى در كار نيست، بلكه بدون شائبه مجاز و به نحو حقيقت اين سخن را مىگويد.
بلى، اگر متوسطات را الغا كنيم و شخصى فقط دو حاشيه وجود را ببيند، مثلًا طفلى را در طفوليت ديده و سپس تا سنّ كهولت آن را نديده باشد، اگر در سنّ كهولت، همان طفل را ببيند، به نظرش دو موجود متباين خواهند آمد؛ گرچه به او بگويند كه اين پيرمرد، همان طفلى است كه شما در طفوليت او را ديدهايد. به خلاف آن كسى كه فقط دو حاشيه وجود را نديده بلكه هميشه او را ديده است كه در نظرش يك شخص است كه از طفوليت تا كهولت يك وجود مستمر داشته است؛ چنانكه اگر همين موجود، سير مكانى داشته باشد و از اينجا تا به مكّه برود، وحدت شخصيهاش منثلم نخواهد شد، پس آن طفل وقتى كه در رحم مادر بود و هيچ لمسى در آغاز نداشت و در رحم مادر گسترده بود و سپس به واسطه حركت جوهريه، دست و پا و چشم و گوش و غيره پيدا كرد و قوه لمسى پيدا نمود، در عين حال يك شخصيت است كه ترقى مىكند، نه اينكه از خارج موجود ديگرى را آورده باشند و به اين موجود ضميمه نموده باشند. بلكه همين موجود است كه با سير كمالى ارتقا پيدا كرده است و به اول مرتبه خروج از