تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٠ - ادامه جواب صدر المتألهين به استدلال اهل تناسخ
كسى به سوابق تلقينات آنها آلوده نباشد، مىفهمد كه چه تناقضاتى در كار است، و اما گريه براى اينكه چرا بايد اكثريت مؤمنين گرفتار اين حرفها باشند؟
عالم قبر غير از عالمى نيست كه بعد از موت حاصل مىشود، و از حضرت سؤال كردند فرمود: آن عالم بعد از موت تا قيامت است، كه همان برزخ است. [١] و اين برزخ است كه رايحه عالم آخرت و بهشت از آن مىآيد؛ چون برزخ و ميانه است، يك جنبه نازله از آن در اين پيداست كه به قبر، درى از بهشت باز مىشود، و آن عالم برزخ است كه قبر هر مؤمنى، از ميان مشرق و مغرب وسيعتر است.
تعلق روح به بدن بعد از موت، همان توجه نفس به خود است كه در وقت سكرات موت رخ داده بود و از خود غافل شده بود، مگر تعلق نفس به بدن و جسم، غير اين است كه به آن توجه پيدا كند؟ يا اينكه بايد دوباره بيايد و آن را كه دور انداخته، در آن داخل شود؛ بدن بيش از لاشه، چيز ديگرى نيست و نسبت نفس به اين جسدى كه خاك مىشود و مىپوسد مثل نسبت نفس به اجسام ديگر است.
البته شرع، احتراماتى براى اين بدن قائل شده؛ چون سابقاً بدن مؤمن بود و به غير اين نسبت، نسبت ديگرى ندارد، و الّا هر آنچه كه از بدن جدا شود اگر بدنيتش محفوظ باشد، بايد اجزائى كه در طول عمر مانند ناخن و مو و پوست و غيره از بدن جدا مىشود و آنچه به تحليل مىرود در آن عالم در انبانهايى جمع نمايند و آن انبانها را هم حاضر كنند و بدن ما عبارت از چندين انبان پوست و گوشت و استخوان باشد.
عالم قبر كه در اخبار است نه همين گودالى است كه براى ما مىكنند؛ بلكه همان عالم برزخ است كه گفتيم؛ لذا در اخبار و ادعيه است كه گفتهاند:
«اللهمّ أعوذ بك من عذاب القبر»، [٢]
و اگر قضيه همان باشد كه فعلًا اعتقادات نوع مردم است- و منشأ يك قسمتش از روضهخوانهاى بىسواد و يك قسمت هم معلوم نيست از كجا توليد شده
[١] بحار الانوار، ج ٦، ص ٢٦٧.
[٢] بحار الانوار، ج ٨٣، ص ٢٦٣، حديث ٣٤.