تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٥ - نسبت ميان عالم آخرت و دنيا
مخالف با تمام آيات قرآنى و تمام اخبار است و قرآن از اول تا آخر اين دنيا را تكذيب مىكند و نمىشود گفت موقعى اين نشئه گل و گلزار خواهد بود، بلكه عالم دنيا و آخرت دو نشئه هستند كه در آنجا ظهور كامل نفس است و هر چه نفس در آن ظهور دارد به طور شدت در بروز خواهد بود و جسم انسانى از كوهها قوىتر خواهد شد؛ چطور مىتوان گفت كه عين اين نشئه است در صورتى كه آنجا جسم به طورى قوى است كه اصلًا حلقه آهنى از آتش آن جهان را كوههاى اين دنيا تاب و توان استقامت در مقابل آن را ندارند و ذوب مىشوند و آن حلقه مىرود و مىگذرد و از اين عالم خارج مىشود، جسمى كه تحمل ندارد در آتش دنيا يك دقيقه انگشت خود را نگه دارد آنجا سالهاى سال، كه شايد «مائة الف عام» يك روزش باشد، خواهد بود. اگر روى آن جسم تمام كوهها را بگذارند مىتواند نگه دارد و اجسام كفار از روز حشر تا ابد در آن آتش كه «تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ» [١] باقى مىمانند، اين چه جسمى است و چه عالمى است؟! بلى اين طور خواهد بود؛ چون آنجا جسم به تمام ظهور نفس قائم است و نفس بر تمام عوالم احاطه دارد، اين است كه آنچه به تمام همّت و فعاليت نفس است كه با تمام قدرت نسبت به جسم ظلّ خود عماديت دارد و آن را ظاهر ساخته است، و اگر همه عالم را روى آن بياندازى آن جسم استقامت دارد، و اگر كوه دماوند را بر روى يك انگشتش بگذارى مىتواند آن را نگه دارد، اين چه نشئهاى است كه در احوال اهل سعادت است:
«جُرْدٌ مِرْدٌ» [٢]
و در احوال اهل شقاوت و معاصى در خبر شريف است كه:
«غلظ جلد الكافر اثنان و اربعون ذراعاً» [٣]
«و إنّ الكافر يسحب لسانه الفرسخ و الفرسخين يتوطّئوه الناس» [٤]
و نشيمنگاه كافر از آتش سه برابر مسير ما بين مدينه و ربذه است، [٥] و اين اخبار شريف، خوب از اوصاف اهل النار حكايت مىكنند. و
[١] ملك (٦٧): ٨.
[٢] بحار الانوار، ج ٨، ص ٢٢٠.
[٣] كنز العمال، ج ١٤، ص ٥٢٩، حديث ٣٩٥١٩.
[٤] كنز العمال، ج ١٤، ص ٥٢٨، حديث ٣٩٥١٤.
[٥] كنز العمال، ج ١٤، ص ٥٣٠، حديث ٣٩٥٢١ و ٣٩٥٢٢.