تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٩ - مراتب سعادتمندان
برهان اثبات كند، و بايد مفاهيم مذكور را طبق نقشه خارج اثبات كند و اعتقاد پيدا كند؛ چون اگر مفاهيم اين طور نباشد يعنى با براهين، مفاهيم غير استظلالى را اثبات كند، اگر چه حكيمى باشد كه كتاب در توحيد و مبدأ و معاد بنويسد و آن را از اول تا آخر با براهين اثبات كند، فايده و نتيجهاى نخواهد داشت.
اگر كسى علوم طبيعى بنويسد؛ يعنى مثلثات و مناظر و خواص و آثار اشياء و طب و امثال آن بنويسد، ولى اينها در نظرش الهى باشد و وجهه استظلالى داشته باشد، فايده دارد.
بالجمله: اگر با برهان، مفاهيمى را كه كج و معوج و خلاف نقشه خارجى نباشد ثابت كرد و عمل صالح هم داشته باشد؛ يعنى اعمال او شايسته و صالح به مقام انسانيت باشد و لو در اين دنيا كشف حقيقت نشود و درك حقايق و ملذّات حقيقيه نكند، اما همين كه از اين طبيعت علاقهاش سلب شد، آنچه كه با برهان، ملكه شده بود بالوجدان مىيابد. هذا كلّه سعادة المقرّبين.
اما ممكن است شخص از متوسطين باشد، يعنى كسانى كه اعمال صالحه انجام داده و اخلاق را طورى كه طبق ظواهر شرع است تعديل نمودند ولى از حيث عقل نظرى در مرتبه تخيل بوده و خيال ملذّات را نمودهاند و عوامل بالا را به طور خيال تصور و تخيل نموده و فقط توانسته باشند نِعَم متوسطه آن چنانى را تخيل كنند و در مرتبه خيال بعضى از ملائكه را كه در مرتبه برزخى واقعند تصور كرده باشند؛ چنانكه مردم عادى گمان مىكنند كه ملائكه مثل مرغ، پر دارند؛ گرچه ممكن است دستهاى از ملائكه كه در مرتبه برزخيه واقعند اين طور باشند.
و بالجمله: اگر اعمال صحيح و صالح انجام داده و تعديل قوا نموده باشند، صفات را به طور خُلق حاصل كرده و تعديل نموده باشند و آن حقايق موعوده را طبق فهم خود تصور و تخيل نموده باشند، بعد از مرگ براى اينها جنّات متوسطين حاصل خواهد شد و نفوسشان طبق ملكاتشان در آنجا مشغول فعاليت خواهند شد، و مردم عادى كه همه چيزهايى را كه در شرع است و با براهين قوى مىشود آنها را اثبات كرد