تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧١ - مراتب سعادتمندان
نامربوط مضايقه نداشته باشد، مىبينى همين كه غضبناك شد، بىاختيار، حرفهاى نامناسب مىزند.
بالجمله: اگر انسان تخيلات صحيحهاى طبق خارج، بدون اينكه كج و معوج باشد بنمايد و بعضى از مراتب- مثلًا مرتبه برزخيه- را درك كرده باشد و عملش هم صالح باشد، اين چنين متوسطين را جنتى متوسط است كه به انشاى نفس، طبق ملكاتش انشا خواهد شد و اين چنين كسى با ملائكهاى كه متخيلش شده است، محشور مىشود و جنتى كه از صور عملش است خواهد داشت. و اين گونه اشخاص متوسط، گرچه جنتى هم دارند و از اصحاب يمين هستند، ولى از مقربين نيستند تا براى آنها جمال و جلوه حق و مجردات نوريه عالم عقول كشف و درك شود.
آخوند رحمه الله مىفرمايد: اقلّ مراتبى كه براى معاد روحانى لازم است آن است كه با عقل نظرى بداند و تعقل كرده باشد. آخوند رحمه الله در اينجا تقريباً يك دوره فلسفه را بيان كرده و مىگويد كه اقلّ مراتب اين است كه مبدأ و صرف الوجود و غنى بىنياز و نسبت عالم را به حق تبارك و تعالى بداند و بداند كه عالم، شئون و جلوه اوست و از خود، هيچ استقلالى نداشته و ظلّند و بداند كه مبدأ اعلى، استكمالى از موجودات ندارد و با اينكه به اينها مستكمل نيست، ولى اينها را براى خود خلق فرموده است و معناى
«خلقتك لأجلي» [١]
را كه چون واجب تعالى تام الفاعليه و واجب الوجود من جميع الجهات است و اين تمام الفاعليه، فعل خواهد داشت، ولى نه اينكه فعل انجام دهد تا تام الفاعليه باشد، بلكه چون تام الفاعليه است اثر خواهد داشت و بىاثر نخواهد بود بداند، و بداند كه اشياء حيثيتى از خود ندارند و در وجود منبسط كه ظلّ و اثر اوست، فانىاند و آنها را به آن وجهه فناى ظلّ در ذى ظلّ ببيند، و تمام اشياء را كما هى مستظلّه بداند و عالم را شئون و جلوه حق بداند و بداند كه مبدأ اعلى، تام الفاعليه است و لذا دائم الفيض است، و فيض با اينكه حادث و فقير است ازلى و ابدى مىباشد، و علم ذات را بفهمد و بداند كه ممكن نيست ذرّهاى غايب از علم حق باشد و لو متغير و
[١] علم اليقين، ج ١، ص ٣٨١.