تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٧ - كلام ارسطو در مراتب وجود انسان
همان نحوى كه جزئيت دارند، ادراك مىكند، [١] و اگر در بعضى عبارات گفتهاند كه خداوند متعال كلى را ادراك مىكند نه جزئى را، [٢] مرادشان اين نيست كه جزئيات را به نحو جزئى درك نمىكند، بلكه مرادشان اين است كه همه موجودات عالم طبيعت، جزئيت و شخصيت دارند و خدا به همين نحو جزئيت آنها را مىبيند، ولى هم بصر ما و هم مرئى ما جزئى است، و بصر حضرت حق كلى است، محدود نيست و حدى ندارد؛ و حد و حدود در ناحيه مرئى است نه در ناحيه رائى.
بالجمله: ارسطو گفته است: در اين انسان دو كلمه است، و همچنين گفته است:
انسان عقلى هم احساس دارد، [٣] يعنى ملموسات را لمس مىكند و مشمومات را، شمّ مىكند. و مىتوان گفت: عقل كه درك كليات مىكند، همان ديدن معقولات و ارباب انواع نوريه است و در حقيقت چون در عالم، همه موجودات خارجيه جزئى است، لذا عقل هم اينها را كه مىبيند و درك مىكند، درك جزئيات است، منتها مدركات عقل سعه وجودى دارند.
بالجمله: ارسطو نظرش اين است كه در اين انسان طبيعى، كلمه عالم عقل و كلمه عالم نفس هست؛ يعنى او ظلّ عالم عقل است و ظلّ عالم متوسط يعنى عالم نفس است، پس ظلّ ظلّ است.
مرحوم آخوند به فرمايش ارسطو استشهاد مىكند [٤] كه هر انسانى سه انسان است: انسان طبيعى كه داراى اعضا و بدن شهادتى است، انسان مثالى و انسان عقلى، و كمال فوق در مرتبه مادون به طور ضعيف هست و كمال ادنى در اعلى، به طور اعلى هست.
مىگويد: اگر انسان بتواند از قواى طبيعى، خودش را خلاص كند، عالم برزخ براى او كشف مىشود؛ چنانكه در خواب انسان مىبيند، مىنوشد و مىخورد و حقيقةً
[١] شفا، بخش الهيات، ص ٤٩٦- ٥٠١؛ شرح اشارات، ج ٣، ص ٣٠٧- ٣١٥؛ مطارحات، در مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ١، ص ٤٨٧- ٤٨٨.
[٢] شفا، بخش الهيات، ص ٤٩٩؛ شرح اشارات، ج ٣، ص ٣١٥.
[٣] اثولوجيا، ص ١٤٦- ١٤٧.
[٤] اسفار، ج ٩، ص ٧٣.