تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١ - آيه شريفه «وَ كَذلِكَ نُرِى إبْرَاهيِمَ»
معناى «حَمَله» اين نيست كه مثل حمّالها چيزى را به دوش گرفته باشند، بلكه معناى حَمَله اين است كه تدبير عرش به عهده آنهاست. گرچه در لسان بعضى از روايات، حمله عرش هشت نفر هستند: چهار تا از متقدمين هستند و چهار تا از متأخرين، محمّد صلى الله عليه و آله و سلم، على عليه السلام، حسن عليه السلام و حسين عليه السلام مىباشند [١] و در لسان بعضى از روايات چهار ملائكه مقرّب، جبرئيل و اسرافيل و ميكائيل و عزرائيل هستند كه قبض و بسط امور عالم مُلك به عهده آنهاست و آنان به عالم ملك، مالكيت قهريه الهيه دارند. [٢] و البته اينها مجرد هستند و رؤيت اينها ممكن نيست مگر براى مثل حضرت ابراهيم عليه السلام كه مجرد بود و نفس مجرد داشته است.
و يا اينكه عالم ملكوت را سرتاسر همين عالم مُلك و جسمانى مىگيريم؛ در اين صورت مىگوييم: با در نظر گرفتن خصوصيات بسيار گستردهاى كه در زمان حاضر كشف كردهاند كه عالم جسمانى دارد، ممكن نيست رؤيت ملكوت عالم با همين رؤيت بصرى جسمانى باشد، براى اينكه اگر بنا باشد كه اين عالم را به يك نفر ارائه نمايند، چون فرض اين است كه اين بصر جسمانى است و البته با بصر جسمانى نمىشود پشت اين ديوار را ديد، پس اگر به مشاهده حضوريه و رؤيت باشد، ناچار لازم است از اينجا بگذرد و براى رؤيت به پشت ديوار برود و اگر به اين نحو رؤيت باشد، از آدم به اين طرف هم اگر كسى بخواهد به سير اين عالم بپردازد، رؤيت تمام نمىشود.
و اما قضيه معراج حضرت خاتم صلى الله عليه و آله و سلم كه جسمانى بوده- ولى اگر به تجرد نفس قائل نباشيم نمىتوان به آسانى معراج جسمانى را اثبات نمود- و معناى جسمانى بودنِ معراج، اين است كه روح مجرد تام حضرت خاتم صلى الله عليه و آله و سلم كه خواست تمام عالم را سير كند و تشريفات گردش او را حضرت حق فراهم آورده بود، جسم حضرت، مجذوب روح شريف او بوده و به تبعيت آن و به جذبه آن، معراج جسمانى اتفاق افتاد. علاوه بر
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٨٤.
[٢] رجوع كنيد به: الدرّ المنثور، ج ١، ص ٩٣ و ج ٦، ص ٣١١.