تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٧ - توضيحى پيرامون سعداء، اشقيا و متوسطين
بداند كه فقير است. و بالجمله: اين هم دسته ديگرى بود.
اما دسته سوم: چنانكه گفتيم، علاوه بر حصول تجرد جوهرى، انسان را قوهاى است كه مىتواند فعليات عقليه را در ضمن طى راه با حركت جوهرى بالاختيار كسب نموده و باطن ذات را بالاختيار با حقايق عقليه به فعليت درآورد.
كسى كه در مطالب مبدأ و معاد خوض نموده و راست و مستقيم رفته و حقايق عقليه سالم را به دست آورده و صورت علميه را در نفس منتقش بنمايد- گرچه اين هم صاحب مراتب مختلفى است كه تا چه اندازه بتواند صُوَر حقايق را كشف و درك كند- اگر مستقيماً درك صور كرد و صور علميه آن، محاذى واقع شد و نقشه متن واقع گرديد، وقتى از غشوه عالم طبيعت افاقه پيدا كرد، آن صور علميه مطابق با واقع، موجب سعادت عقليه او خواهد بود.
و اگر در اين مطالب به طور كج و معوج وارد شد و صور عقايد علميه بر خلاف واقع حاصل گرديد، اين دو جور است:
يكى اينكه، آنچه را كه اين طور فهميده از روى عناد بوده و بر خلاف انبيا، براهين و ادله اقامه كرده و اين را هم آشكار كرده، چنين شخصى كافر است و شقاوت ذاتيه پيدا خواهد كرد؛ چون او در مرتبه عاقله كج و معوج شده است.
و ديگر آنكه شخص با اينكه عقيده باطل اختيار كرده و پيوسته بر خلاف انبيا رفتار نموده است، ولى ريا و نفاق نموده و در ظاهر، سنگ ديانت به سينه زده تا از دين سوء استفاده كند، و در عين حال كه ملحد است با طريقه قرآن وارد شده و از اين راه به مسلمين خدعه مىكند. و نعوذ باللَّه از اين شقاوت!
بالجمله: اشخاصى كه عبادت مىكنند سه قسمند: يكى مثل حضرت امير عليه السلام است، يكى مثل بعضى از صحابه منافق است، و ديگرى مثل مؤمنين متوسط است.
اوّلى وقتى كه عبادت مىكند، چون مجذوب است و عاشق حضور حبيب است، هيچ چيزى نمىتواند او را از محبوب منع كند، چون در مقابل او چيزى نمىبيند و همه اشياء را محو حسن جمال او مىبيند.