تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٩ - براهين منكرين اتحاد عقل فعّال با نفس
فصل پنجم كيفيت حصول عقل فعّال در نفس
[١]مخفى نماند كه بعضى از حكما اين ادعا را خيلى مستقبح شمردهاند [٢] و شيخ الرئيس حرف زدن در اين موضوع را تقبيح نموده است، [٣] چه بسا بعضى حكما خواستهاند قائلين به اتحاد را از زمره فلاسفه بيرون بدانند و براى ابطال اين قول براهينى اقامه كردهاند. [٤]
براهين منكرين اتحاد عقل فعّال با نفس
برهان اول: دو شىء كه هر كدام تعين دارند، چطور ممكن است متحد باشند؛ چون اگر بر تعين خود باقى بمانند محال است دو تعين، يكى شوند و چطور ممكن است متعينين، يك تعين شوند؟ و اگر دو تعين يكى نشوند، اين اتحاد نيست؛ زيرا اگر يكى معدوم شده و ديگرى باقى مانده، اين اتحاد نيست، و اگر هر كدام از تعينها باطل و معدوم گردند و موجود ديگرى بعد از معدوميت آنها حاصل آيد، آن مربوط به آنها نيست، بلكه يك موجودى است كه مستقلًا حاصل و حادث شده است.
[١] اسفار، ج ٩، ص ١٤٠.
[٢] تلويحات، در مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ١، ص ٦٨- ٦٩؛ مطارحات، در همان مجموعه، ج ١، ص ٤٧٤- ٤٧٥.
[٣] شفا، بخش طبيعيات، ص ٣٥٩؛ شرح اشارات، ج ٣، ص ٢٩٢- ٢٩٨.
[٤] رجوع كنيد به منابع ياد شده در دو پاورقى گذشته و نيز: مباحث مشرقيه، ج ١، ص ٤٤٦- ٤٤٩.