تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٧ - قوه علميه
بُعد از مركز است در جانب قوّت و شدت است كه از يكى به افراط و از ديگرى به تفريط تعبير كرديم؛ لذا منشأ و اصول رذايل و اوصاف خبيثه و مهلكه، هشت عدد مىباشد.
قوه علميه
[١]قوه اول كه قوه علميه باشد اين سه نقطه را دارد، يك نقطه مركزى، و يك نقطه بعيده از مركز در محيط، در طرف تفريط، و يك نقطه بعيده از مركز در محيط، در مقابل نقطه تفريط در طرف افراط.
نقطه افراط اين قوه آن است كه از آن اصلًا جلوگيرى نشود و انسان اين قوه را به حد اعتدال نرساند؛ يعنى دنبال هر علم و دركى برود و لو علم موسيقى و رقص و علم سحر و جادو و علوم مضلّه ديگر؛ به هر درى سرى بزند و هرجا تدريس هر علمى را كه شنيد به آنجا برود و هر جايى شود. و خلاصه: اين قوه را تحت قوه تعديل درنياورد تا حكمت حاصل شده و بفهمد كه انسان نمىتواند همه علوم را دارا باشد.
اگر به سراغ همه علوم رفت، از همه بىبهره شده و مثل انبان ملا قطب مىباشد كه از هر چيزى دو يا سه نمونهاى در آن هست، ولى هيچ كدام ثمره نمىدهد؛ اگر مباحث صَرفى است بيش از دو يا سه قاعده را بلد نيست، و اگر نحوى است هكذا و اگر منطق است هكذا، و اگر ادبيات است هكذا، چنين شخصى نمىتواند به كسى فايده بدهد و خودش هم فايدهاى نمىبرد و به اين حالت جربزه مىگويند.
و اگر اين قوه در طرف تفريط قرار گرفت، مىگويد اصلًا علم چيست؟ قيل و قال است، فقط عمل لازم است، مثل مقدسهايى كه مانند سركه يك ساله خيلى تندند، كه اصلًا در آنها طورى اين قوه محو شده كه نمىدانند عمل بدون علم درست نمىشود و فايده ندارد.
ولى حال اعتدال اين قوه آن است كه طورى در نفس باشد كه بعد از آنكه مىداند يادگيرى همه علوم به صلاحش نيست، اختيار كند آنچه را كه ابقى و اعلى باشد و
[١] اسفار، ج ٩، ص ٨٩.