تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٤ - فصل دوم بيان مذاهب گوناگون در تناسخ و رد تمامى اقسام تناسخ
گروه دوم و سوم از تناسخيها يك قسم مثل يوذاسفيها هستند كه مىگويند:
انسان باب الابواب و باب الفتح مىباشد كه فيض فاعل مفارق را چون قريب به اوست و از همه موجودات طبيعت جلوتر و شريفتر است به خود جلب نموده و ممكن نيست فيض به طبقات ديگر برسد، در صورتى كه انسان جلوتر هست، پس نفوس انسانيه كه در ابدان انسانى برقرار هستند بعد از خروج، آنهايى كه سعيد شدهاند و روحيات و اخلاقيات انسانيه در آنها ملكه شده، عقلى هستند و به عالم عقل عروج مىكنند، و اگر كامل نشده باشند در ابدان ديگرى از حيوانات وارد مىشوند، آن هم به طريقى كه الاعلى فالاعلى باشد؛ يعنى به ابدان حيواناتى كه با ادنى مرتبه انسانيت قريب الافق هستند وارد مىشوند و هكذا، تا به ادنىترين حيوان برسد، و اگر باز شقاوت زياد شود در اول مرتبه عاليه نبات ثم الادنى فالادنى وارد مىشوند تا به جماد برسد. اين قول هم از يوذاسفيها مىباشد كه سردسته آنها يوذاسف [١] بوده است.
و دسته ديگر به عكس اين قائل هستند و گفتهاند: اول فيض به نبات مىرسد و نفس نباتى كه كامل شد در ادنى مرتبه حيوانات مثل كرم خراطين و ديگر حيواناتى كه حس لمس دارند وارد مىشود، و هر چه ترقى كند، از بدن كه خارج شد در بالاتر وارد مىشود تا به مرحله انسان برسد.
وند در ابطال قول اينها دو دسته ادله دارد: يك دسته تمام اقسام تناسخ را ابطال مىكند كه دليل عامه است، و دسته ديگر خاص است كه قسم خاصى از اقوال تناسخ را ابطال مىنمايد.
[١] يوذاسف يا بوذاسف، معروف به يوذاسف تناسخى، وى در زمان تهمورث در هند ظهور نمود و مردم را به دين صائبيت دعوت كرد. او كه آشنا به نجوم بود نظريات خاصى از خود ابداع نمود. وى عمر جهان را سيصد و شصت هزار سال دانسته و پيروان خويش را از طوفان نوح خبر داده است، از آراء و حيات او چندان اطلاع دقيق و قابل اعتمادى در دست نيست و اختلافات فراوانى در هويت او وجود دارد تا آنجا كه بعضى وى را هرمس و بعضى او را همان بوداى معروف دانستهاند.