تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٩ - فصل هفتم عليت امر مجرد عقلى براى نفس ناطقه
اما مجموع افراد هم نمىتوانند علت باشند؛ زيرا اگر مجموع سلسله قبل در نفس تأثير كردند، سپس بعد از پيدايش نفس اول، اگر در خلق و ايجاد نفس دوم، محتاج باشد كه به انضمام مجموعه نفوس با نفس اول، نفس دوم ايجاد شود، معلوم مىشود كه مجموعه اول در خلق نفس اول كافى نبودهاند و اين خلاف فرض است.
و يا اينكه مىگوييم: ضرورتى ندارد كه نفس اول براى ايجاد نفس دوم به مجموعه نفوس افزوده شود؛ در نتيجه معلوم شد كه مجموع هم نمىتواند علت و مبدأ نفس باشند. [١]
آخوند مىفرمايد: اين معنى كه از شيخ به صورت برهان نقل شده است، غلط است؛ زيرا اولًا ممكن است دو شىء از يك نوع باشند و فردى در ديگرى تأثير كند، براى اينكه تأثير به ماهيت نيست تا بگوييم كه در ماهيت فرق ندارند؛ بلكه تأثير به وجود است و ممكن است دو فرد در وجود از حيث ضعف و شدت مختلف باشند؛ گرچه اختلاف در ماهيت امكان ندارد.
و ثانياً: مادامى كه نفوس در حركت هستند، از يك نوع مىباشند و همه افراد از نوع واحدى هستند، ولى بعد به واسطه رسوخ ملكات و اخلاق ملكيه يا شيطانيه و يا بهيميه و يا سبعيه، هر فرد، نوع مستقلى خواهد شد؛ در نتيجه مىتواند نوعى در نوع ديگر تأثير كند، چنانكه نوعى مىتواند از نوع ديگر متأثر گردد. [٢]
[١] مباحثات، ص ٢٦٩- ٢٧٠.
[٢] اسفار، ج ٨، ص ٣٩٩.