تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٢ - عدم امكان تعذيب مجردات دليل ديگرى از قائلين به تناسخ
براى اينكه به مجردات، غير از فيوضات مبادى عاليه و القاى حقايق و معانى صادقه، چيزى القا نمىشود و هر چه مستقيماً از مبادى فيض رسيده به همان نحو تلقى مىكنند چون مجردند.
بنا بر اين غير از القائات صادقه چيز ديگرى براى آنها معقول نيست، پس تعذيب از جهت عقايد باطله و جهل مركبهاى غير صادقه كه مناسب با ظلمتها و تاريكيهاست براى آنها حاصل نمىشود، پس آنان تعذيب نمىشوند؛ چون عقايد باطله و اخلاق ناهنجار و جهل مركبهاى عقيدهاى، همه از مستلزمات مواد است؛ چون تقصير از مبادى فايضه نيست و آنها غير از حقايق و انوار صادقه چيزى القا نمىكنند و فيض آنها خيرات و حسنات و بركات مىباشد، منتها كجيها و اعوجاجها از كجى و نقصان و سوء استعداد مواد است؛ چنانكه نور آفتاب يك نور صاف و شفافى است ولى اين نور با اينكه صاف است به اختلاف مرائى، اختلاف پيدا مىكند؛ آينههايى كه صاف و خوب و ماده آنها صاف و غير مخلوط باشد، نورى كه پس مىدهند صاف و غير معوج است، ولى اگر آينهاى ناصاف و يا جيوهاش مخلوط باشد، نورى كه پس مىدهد كج و معوج خواهد بود و اين كجى نور پس داده شده، تقصير فيض و نور آفتاب نيست، بلكه از سوء ماده و سوء قبول آن است، همانند چند نفرى كه در يك مدرسه تحت تربيت يك معلم قرار بدهيم؛ يكى خوب و يكى بد و يكى متوسط از كار در مىآيند، پس اعوجاجى كه در آنهاست، جز از جهت سوء قبول ماده نيست.
اگر ماده نباشد و نفوس مجرد شوند، فيض را همان طور كه افاضه مىشود قبول مىكنند و ابداً اعوجاجى در كار نمىباشد و لذا حقايق براى آنها صاف خواهد بود و جهلى نخواهند داشت و علوم و مرائى آنها حقايق مجرده نوريه مىباشد، پس عذاب متصور نيست؛ زيرا گفتيم كه در عذاب، ماده و تخيل و قوه متخيله شرط است تا در قوه تخيل كه متعلق به ماده است حقايق به نحو عكس تخيل گردد و جهل مركبها درست شود و كسى كه جهل مركب داشت ظلمت باطنى دارد و طبق ظلمت باطنى گرفتار عذاب و مناسب آن، گرفتار عقاب مىباشد، بنا بر اين اخلاق بد و مذمومه اسباب عذاب مىشود.