تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٣ - وجدان و برهان دو راه براى اثبات مراتب نفس
حيثيات كماليه اينها را در حقيقت دارد. اما پنج انگشت داشتن و تركيب و شكل مخصوص دست به اين نحو از لوازم اين مرتبه است، نه اينكه در عالم عقل هم دستى با پنج انگشت باشد و موقع لمس چيزى، با سرِ اين انگشتان لمس كند.
لذا ارسطو و غيره كه خواستهاند اين مطلب را برسانند كه عالم عقل همه اين قوا را دارد گفتهاند: انسان روحانى عقلانى همه اعضا را دارد و مقصودشان اين است كه جهت كماليه همه اعضا را دارد، ولى نه با اين شكل و هيئت و لذا كلامى فرموده است كه: لكن كلها فى الكل، [١] البته معلوم است وقتى كه كلها فى الكل باشد، ديگر نمىشود به اين نحو يك عضو درازى كه در سرش پنج انگشت باشد، آنجا باشد. و از اين كلمات فهميده مىشود كه مىخواستهاند بر چه مطلبى اصرار كنند و چه معنايى را برسانند؛ چنانكه در كلام ارسطو هست كه گفته است: العقول دواير و مراكزها محيطة على محيطها. [٢]
و بالجمله: ارسطو گفته است كه در انسان طبيعى كلمتان: كلمة انسانٍ عقلى و كلمة انسانٍ نفسى. و مرادش را توضيح داديم، ولى استشهاد به آن از اين حيث است كه مرتبهاى از نفس كه فوق و كامل است، واجد كمالات مرتبه پايينى است و در اين مرتبه هر چه هست در آن مرتبه بايد باشد، لذا مرحوم آخوند به كلام ارسطو استشهاد نموده؛ گرچه ارسطو مىخواهد بگويد كه اين انسان چون معلولِ عالم عقل و عالم نفس است، پس در او كلمه عقل و كلمه عالم نفس هست.
و الحاصل: محصّل همه كلمات ما اين شد كه ممكن است نفس انسانى داراى سه مرتبه فعلى باشد، گرچه در اغلب دو مرتبه است: مرتبه شهادت و مرتبه برزخيت، و هر مرتبه، ظلّ مرتبه فوق است و در حقيقت مرتبه پايينى به منزله قشر مرتبه بالاست و اين قوا كه در عالم طبيعت است، قشر نفس برزخى بوده و اين بدن هم آخرين پرده قشر است.
[١] اثولوجيا، ص ٦٩.
[٢] اثولوجيا، ص ٦٤.