تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٥ - استدلال قائلين به وحدت نفس بر معاونت و معاوقت قوا
صورت احساسى كه منشأ انتزاع حيوانيت است به آنها داده شود، باز در حال انضمام مخصصات مختلفه به آنها، قلم تقدير در ناصيه و ذات آنها نوشته است كه بعداً به آنها كدام صورتِ مناسب با مخصصات داده شود و به طرف كدام فعليت حركت كنند، و در اين مرحله مقدر آنها مختلف مىشود.
لذا به مناسبت آن فعليتى كه پيدا مىكنند، نوعى مىشوند كه اصل حيوانيت، جنس آن، و آن فعليت هم فصل و صورت آن مىشود.
استدلال قائلين به وحدت نفس بر معاونت و معاوقت قوا
[١]كسانى كه گفتهاند: نفس، واحد است و بوحدتها كل القوى است، [٢] دليلشان اين است كه: ما مىبينيم معاونت بين قوا موجود است، مثلًا چيزى را بصر مىبيند و به واسطه ديدن آن، دل آدم آن را مىخواهد و شهوت به طرف آن ميل مىكند، و يا مثلًا سمع، اوصاف چيزى را كه شنيد، آدم مىخواهد كه آن را ببيند، و چه بسا طلب كرده و آن را پيدا نموده و مىبيند.
و هكذا در بعضى از مواقع بين قوا معاوقه واقع مىشود، مثلًا چيزى را احساس مىكند اما نمىخواهد آن را ببيند و لذا چشمش را روى هم مىگذارد، يا مثلًا وقتى كه انسان متوجه شنيدن كلامى است با اينكه چشمش هم باز است و نگاه مىكند، ولى گاهى نمىبيند، اگر سؤال كنى كه آنچه مقابل چشمت هست رنگ آن چيست؟ به نظر دوم محتاج است، و يا اينكه اگر مشغول خواندن و مطالعه كاغذى است، گاهى گوشش كار نمىكند و نمىشنود؛ و معاوقه از نظر و مطالعه كتاب، براى قوه سمعيه حاصل شده است.
پس از آن معاونه و اين معاوقه كه انسان وجداناً بين قوا پيدا مىكند مىدانيم كه يك چيزى هست كه همه اينها را جمع نموده است و البته آن جامع نمىتواند جسم يا
[١] اسفار، ج ٩، ص ٥٨.
[٢] شفا، بخش طبيعيات، ص ٣٦٣؛ مباحث مشرقيه، ج ٢، ص ٤١٦.