تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٢ - بيان تناسخ صعودى و نزولى
و الحاصل: اين انشاى نفس بما يناسبها من البدن غير قابل انكار است و معناى آيات و اخبار زيادى بر اين مبتنى است و البته اين انشاى بدن توسط نفس مسألهاى مبرهن است كه در معاد جسمانى ان شاء اللَّه خواهد آمد، و رجعت هم شبيه به آن است، اين است كه در مسأله رجعت نمىتوان از راه ابطال تناسخ به عدم آن قائل شد؛ چون رجعت تناسخ نيست و چنين نيست كه حضرت سيد الشهدا عليه السلام وقتى كه ان شاء اللَّه تشريف مىآورد اول بدنش نطفه، سپس جنين باشد، و بعد نفسش داخل در آن شود، مسلّم اين طور نيست.
وقتى كه داد و قال شريعت سنگلجى [١] در خصوص رجعت بلند شده بود گمان مىرفت كه شخص با سوادى است و ايرادش به رجعت از تناسخ و غير آن است ولى بعد كه كتابش را ديديم، ديديم اصلًا از اين حرفها در آن نيست.
[١] رضاقلى فرزند حاج شيخ حسن، معروف به شريعت سنگلجى، پدرش از نوادگان ميرزا شفيع مازندرانى و پسر عموى حاج شيخ فضل اللَّه نورى است. وى ساليانى از محضر علماى تهران همچون حاج شيخ عبد النبى نورى، ميرزا حسن كرمانشاهى، ميرزا هاشم اشكورى، شيخ على نورى و شيخ فضل اللَّه نورى استفاده نمود و سپس به نجف اشرف مشرّف و از محضر آيات عظام آقا ضياء عراقى و محقق اصفهانى بهره برد و پس از آن به تهران بازگشت و به تبليغ و خطابه مشغول شد. از تأليفات اوست: توحيد؛ عبادت يا يكتاپرستى، كليد فهم قرآن و محو الموهوم.
او به سال ١٢٧٠ ش. متولد و در سال ١٣٢٢ ش. چشم از جهان فرو بست.