تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٠ - حقيقت شفاعت و غفران و چگونگى تأثير عبادات
العقوبة الحقيقيه است كه به مقتضيات قهريه ملكاتى كه داشت چنين آفريده شده و به تكوين رسيده كه با سوختن و گرفتارى تمام مىشود، و اين سوختن و از بين رفتن پردههاى ظلمات نفسانى، عين مغفرت اوست؛ چنانكه اخبار كيفيات حال قيامت و سكرات موت و برزخ براى همين معنى است، و مواقف و طول انتظار در مواقف و طول عالم برزخ و طول روز قيامت براى اين است كه انسان از اينجا كه شروع به سكرات موت كرد، استحقاق حقيقى، عقوبات را كم كم بريزد، لذا گرفتار سكرات موت مىشود و از آنجا وارد عالم برزخ و گرفتار فشار قبر و تعذبات عالم برزخ مىشود.
چنانكه از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه عالم برزخ با خود شماست، و از آنجا شروع هول يوم القيامه و كيفيات مواقف- كه پنجاه موقف است- مىباشد، [١] تا اين آتشها در كدام يك از مواقف، اين حقيقت را صاف كند و اين ملكات خبيثه و حجابات مظلمه را بسوزاند و به دور بريزد، تا نور باطن طلوع كند و شفاعت نصيبش شود. و همه اينها براى اين است كه در بين راه جهنم تصفيه شود و كار به جهنم نرسد.
و شفاعت در اين بين و قبل از دخول به جهنم حاصل آيد.
ان قلت: پس اگر اين طور است معناى دعا چيست؟ حال آنكه ادعيه و استحباب دعا از ضرورت هم مىخواهد ترقى كند.
قلت: از دعا چه اراده كردهاى؟ آيا ارادهتان همين خواهشهايى است كه ما از يكديگر مىكنيم كه از گناه اعتبارى، عفو اعتبارى كنند؟ ما گفتيم گناهان يوم القيامه اعتبارى نيست تا عفو، اعتبارى باشد؛ بلكه حقيقت دارد و لذا معناى دعا آن است كه در اخبار تعيين كردند كه:
«الدعاء هو العبادة». [٢]
بلى، اين دعاهاى ما عبادت است و از آتش و عذاب هم نجات مىدهد، اما چگونه عبادت است اين دعا و تذكرى كه دارى و مىگويى: خدايا مرا ببخش، در حالى كه دل
[١] فروع كافى، ج ٣، ص ٢٤٢، حديث ٣.
[٢] اصول كافى، ج ٢، ص ٤٦٧، حديث ٥ و ٧.