تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٧ - كلام منكرين سعادت حسى و رد آن
نداشته و منحل مىشوند و ارواح قابليت ندارند تا با اين ابخره و ادخنه، لذت حسى ببرند. [١]
كلام منكرين سعادت حسى و رد آن
بعد از ذكر اين قول در باب التذاذ و تألم حسى، قول ديگرى را نقل مىكند [٢] كه از كتب شيخ استفاده مىشود [٣] و غزالى هم اين معنى را معتقَد خود قرار داده و صحيح دانسته است، [٤] و آن اينكه تمام التذاذها به واسطه صورت مىباشد؛ چنانكه در اين عالم محسوس، همه لذات با صورى است كه در صقع باطن متصور مىشوند، و التذاذ هيچگاه بالاصاله با خارج نيست، بلكه با صور متصوره نفسانى مىباشد؛ گرچه در عالم طبيعت و حس، صورتهايى طبق صور نفسانى موجود است، ولى مورد التذاذ، صور خارجى نيستند و چنانكه صور خارجى، معلوم بالعرض هستند نه معلوم بالذات؛ چون معلوم بالذات، صور قائمه نفسانى است، همين طور ملتذّ بالذات، صور علمى خيالى است، چنانكه اشخاصى در عالم حس و دار طبيعت، امراضى مثل سرسام و برسام دارند، و همان گونه كه اشخاص سليم القوا از صورتهاى خارجى محسوسى متأثر مىشوند، افراد مريض هم از صور خياليهاى كه دارند، همانند تأثر انسانهاى سالم از خارج متأثر مىگردند.
و چنانكه مشهود همه كس واقع گرديده كه در خواب صداهايى را شنيده و يا صحنههايى را ديده است با اينكه تمام حواس ظاهر تعطيل شده است، منتها چون خواب انقطاعى است، لذت منقطعه مىبرد و وقتى كه بيدار مىشود، نيمهكاره مىماند، و اگر بر فرض اين قضيهاى كه مىبيند و يا مىشنود به طور مستمر بود، التذاذش
[١] اسفار، ج ٩، ص ١٤٩.
[٢] اسفار، ج ٩، ص ١٥٠.
[٣] شفا، بخش الهيات، ص ٥٥١؛ رساله اضحويه شيخ الرئيس، ص ١١٢- ١٢٥.
[٤] رساله المضنون بها على غير اهلها، در ضمن انسان كامل جيلى، ص ٨٤؛ احياء العلوم، ج ٤، ص ٧٢٢- ٧٢٧.