تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٢ - وجدان و برهان دو راه براى اثبات مراتب نفس
نفسى و وجودى به مقام عقلانى مىرسند؛ مثل صاحب كتاب حكمة الاشراق كه گفت: موجود روحانى خود را ديدم كه گفتم تو كيستى؟ گفت: من ذات توام. [١]
و لذا آخوند به آن مرحله كه رسيد آن را برهانى نموده و فرموده است: چون نفس در آن مرحله روحانى و عقلانى، بسيط است، واجد كل الكمال است؛ زيرا بسيط الحقيقه، جامع كمالات است.
البته مرادشان اين نيست كه كل كمالات وجوديه نظام عالم را نفس به تنهايى داراست؛ چون كل عالم كه حركت نكرده، و يك موجود روحانى عقلانى نشده است تا همه كمالات موجودات عالم در او جمع باشد، بلكه نفس زيد يا عمرو كه موجودى شخصى و جزئى است، مرتبه كاملهاش آن تكه وجودى است كه از مرتبه ضعف و طبيعت حركت كرده و به مرتبه عقلانى رسيده است. پس اين مرتبه بسيط، جامع كمالات آن مراتبى است كه اين وجود در مراحل پايينى داشت.
بلى، اگر قائل شويم كه يك حركت جوهريه شخصيه، در تمام جوهر عالم رو به عالم تجرد گذاشته و براى كل اين نظام وجود از اين حركت جوهريه يك مرتبه عقلانيه حاصل مىشود، البته آن مرتبه داراى تمام كمالات وجودى همه موجودات عالم طبيعت مىباشد.
و بالجمله: مرتبه برزخيه نفسانيه كه در كمون ناس است، همه كمالات عالم شهادت در آن مرتبه مىباشد- البته با آن كيفيتى كه در آن مرتبه دارد؛ مثلًا ماده ندارد ولى مقدار دارد و جسميت لطيف دارد- و همه قواى سمع و بصر و شمّ و ذوق را داراست.
و هر كس به مرتبه عقلانيت برسد، در آن مرتبه به طور اكمل، همه قواى عالم شهادت را دارد، ولى نه با اين خصوصيات؛ يعنى نه اينكه در آن مرتبه هم مغزى و شريانى و خونى و قلبى و دماغى و دستى باشد كه پنج انگشت داشته باشد، بلكه همه
[١] مطارحات، در مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ١، ص ٤٦٤، شيخ اشراق اين مكاشفه را از هرمس حكيم نقل نموده است، و نيز رجوع كنيد به: تلويحات، در همان مجموعه، ج ١، ص ١١٥.