تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦٢ - اصل پنجم شيئيت شىء به صورت است نه به ماده
ايساغوجى، بلكه ذاتى باب وجود- به آن شرحى كه بيان شد- مىباشد.
و در دار طبيعت معناى وجود طبيعى اين است كه نحوه وجودش، حركت و تدرج و سيلان است؛ چنانكه مبدأ اول را موجودى ثابت مىدانيم كه نحوه وجودش عين ثبات و قرار است و اين نحوه وجود، در موجودات طبيعى محال است؛ چون نحوه طبيعت بما انّه طبيعة، تدرج و سيلان است.
و بالجمله: نكته قابل توجه و منظور از اين بحث اين است كه بدانيم: معناى حركت در جوهر آن است كه نحوه وجود رو به ارتقا است و اصل هويت ثابت نيست، بلكه در تجدد و تدرج است؛ زيرا جوهر بما انّه جوهر از مقولات است و مقولات از مفاهيم و ماهيات هستند و حركت در ماهيت غلط و محال است، پس آن نحوه وجودى كه ماهيت جوهر از حد آن انتزاع مىشود، خود آن وجودِ در حركت بلكه عين حركت است.
اصل پنجم: شيئيت شىء به صورت است نه به ماده
اصل ديگرى كه از اركان بوده و معاد متقوم به آن اصل است، اصلى است كه از متفرعات اصل گذشته است و چنانكه در تقرير معلوم خواهد شد، اصل اين است كه شيئية الشىء به صورتش است نه به مادهاش و تمام حقيقت شىء، فصل اخير اوست.
توضيح مطلب: فلاسفه قديم در منطق براى تفهيم بعضى از مطالب فلسفه، مقدماتى تشكيل دادهاند و جنس الاجناس، جنس عالى، اجناس متوسطه و فصول متوسطات و فصل الفصول ترتيب دادهاند و مفاهيم را به دو نحوه، مفهوم لا بشرط و بشرط لا، ملاحظه كردهاند؛ بيان اين مطالب منطقى نه فقط براى اين بوده است كه نشسته باشند و از خودشان مفهوم بشرط لا و لا بشرط درست كرده باشند و يا اينكه از خودشان اجناس و فصول عالى و متوسطات اختراع نموده باشند و از حقايق خارجيه چشمپوشى كرده باشند، بلكه مطلوب و مراد اين بوده كه اهل منطق و فلاسفه خواستهاند نقشه خارج را آن طورى كه هست لحاظ نمايند و غرض از اين مباحث،