تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٨ - توصيف و رسم مراتب اجناس و فصول
حركت كرد، اين صورت عنصريه متحرك، جنس است و در معناى جنسيت باقى مانده تا به معدن مىرسد، در معدن هم اگر اين صورت، آخرين مرتبه از فعليت باشد كه قسمت و بخت اين باشد كه در اين مرتبه توقف كند، اين صورت معدنى، نوع مىگردد؛ يعنى از جنسيت بيرون مىرود.
و اما اگر آن ماده كه صورت جسميه و سپس صورت عنصريه شد و حركت كرد و به صورت معدنيه رسيد و صورت معدنيه هم حركت به سوى صورت نباتيه و ناميه كرد، اينجا هم اگر قسمتى از مادة المواد كه متصور به صورى شده و صور هم در ترقى بوده در راهى واقع شود كه آن راه در اينجا به آخر برسد- يعنى اين صورت نباتيه، حركت نداشته باشد و وقوف نمايد و متعين باشد- از معناى جنسى بيرون مىرود و ديگر اينجا ناميه جنس نيست.
و اگر آن قسمت كه به صورت نباتيه رسيده است، به نحو لا بشرط باشد، يعنى در اين مرتبه توقف ننمايد، بلكه قصد مرتبه بالا را داشته باشد به مرتبه حيوانيت مىرسد و در اين مرتبه نيز مادهاى كه متجسم شده و صورت جسميه كه به سوى عنصر و عنصر به سوى معدن و معدن به سوى نبات و نبات به سوى حيوان حركت كرده است، اگر بخت آن حصّه در اين منزل تمام شود و راه به بالا نداشته باشد، يعنى متصور به صورت حيوانى شود، پس متحصل و متعين است، نه اينكه صورت حيوانى لا متحصل و به معناى جنسى باشد، بلكه ديگر از معناى جنسى بيرون مىرود و ابداً جنس نيست و نوع تام است، ولى اگر به صورت حيوانى كه رسيد، متحرك به صورت بعدى باشد، البته معناى جنسى است؛ چون لا متعين و لا متحصل است و مىتواند متفصل به فصل نطق و متصور به صورت انسانى شود؛ موجودات عالم طبيعت تا اينجا مىتوانند بيايند و حركت كنند و اين آخرين درجه وجود است كه در عالم طبيعت ممكن است.
ما در حقيقت مىتوانيم براى تفهيم آن نقشه خارج، موجودات را به نقشه يك منبر درآوريم به نحو ذيل: