تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٥ - توضيحى پيرامون موت طبيعى و موت اخترامى
آوردهاند. [١] البته آن طور نيست كه تأخير و تقديم آن ممكن نباشد، بلكه اين موت از تصادفات خارجيه حاصل مىشود؛ در صورتى كه در ماده، استعداد قبول صورت هست، و صورت و نفس هم قابل است كه در اين ماده تكامل پيدا نمايد و حركت جوهريه نفس، هنوز تمام نشده است؛ چنانكه استعداد ماده هم هنوز به آخر نرسيده است، منتها از خارج خللى در بدن حاصل مىشود؛ مثلًا از پشت بامى مىافتد، يا زير ماشينى مىرود، و يا گلولهاى به او اصابت مىكند، و يا مهدومٌ عليه مىشود، و يا موانع صحت- مثل ميكربها- از خارج حمله مىكنند و مشغول تخريب و هدم اين ساختمان مىشوند، به طورى كه ماده اگر اين خلل خارجى نبود، مستعد براى نفس بود و نفس هم اگر اين خلل نبود، فعلًا مستقل نبوده و به بدن احتياج داشت، منتها اگر آن خلل و آسيب برسد، بدن خُرد شده و استخوانها شكسته شده و يا موانع داخلى، بدن را ويران مىكنند و از لياقت مىاندازند و اينجاست كه خانه فرو مىريزد و آن هم ناچار است بيرون برود.
ولى در اين بين اگر طبيب توانست در رفع اين خلل بكوشد و خلل را ترميم كند و اين بنا را كه آسيب ديده، بنّايى كند، نفس مىتواند به حركتش ادامه بدهد، البته نفس هم نه اينكه كمك نكرده باشد، بلكه عمده كار را او انجام مىدهد.
و بالجمله: اگر اين خلل را طبيبى رفع نمود و يا به توسط يك نبى يا ولى يا اهل كرم و كرامات اعجازى رخ داده شود و اين پايه شكسته را درست نمايد، نفس در اين بدن مىماند؛ چون نفس مستقل نشده بود و استعداد مودوعه ماده تمام نشده است و لذا موت اتفاق نمىافتد؛ زيرا موت، معلق است بر اينكه طبيب از خارج مشغول تعمير نباشد، و يا موت معلق است بر اينكه استخوان خُرد شده را درست نكنند و نبندند، و يا موت معلق است بر اينكه اهل كرامات بر اثر نفس كيميايى اين خلل را درست نكند، و يا موت معلق است بر اينكه آن ميكربهايى كه مانند سيل هجوم آوردهاند و اين خانه بدن را تهديد مىكنند به دواى تلخ طبيب از بين نروند تا آنها كار خودشان را كرده و
[١] اصول كافى، ج ١، ص ١١٤، حديث ٤.