تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٠ - بيان اسباب شدت عذاب
نشده است، و اين عالم دنيا عالم اشتغال به نعم و اولاد و علايق و مال و منال و جاه و رياست است؛ اى بسا انسان به خودش كم توجه داشته باشد، ولى در عالم آخرت همه از يادش مىرود و به غير از عذاب و تعذب به چيز ديگر متوجه نيست، و نفس با كمال توجهى كه دارد تألمش زياد مىشود.
پنجم از اسباب شدت تألّه لم، الصاق و لصوق آلت عذاب به جسم متألم است، و هر چه لصوق بيشتر باشد تألّه لم بيشتر مىگردد؛ اگر آتش آنجا باشد و من اينجا بنشينم تأثيرى ندارد، ولى در عالم آخرت لصوق بيشتر است.
بالجمله: شايد اسباب شدت تألّه لم بيشتر بوده و زياده بر اين اسباب خمس باشد، ولى عجالةً رؤوس اسباب شدت عذاب اينهاست و اينها در عالم آخرت بيشتر است؛ زيرا ادراك انسانى در آخرت خيلى زياد بوده و اصلًا مرتبه وجود آنجا شديدتر است و ادراك بسته به قوّت وجود است و آنجا مظهريت نفس در تمام اعضاى جسمش زياد است، البته هر چه مظهريت نفس در يك عضوى زياد شد در موقع اصابت عذاب بيشتر متألم مىشود؛ مثلًا چون مظهريت جليدتين براى نفس از پاشنه پا زيادتر است اين است كه اگر آسيبى به جليدتين برسد و همان آسيب براى پاشنه هم روى دهد در جليدتين بيشتر معذّب مىشود، آنجا تمام اعضاى انسانى در كمال مظهريت براى نفس است، چون آنجا صرف ظلال نفسند و اين بدن انسانى كه در دنيا هست از نفس تعصّى دارد، ولى آنجا در كمال اطاعت و بدون تعصّى، مطيع نفس است.
و اما صلابت جسم، البته معلوم است به طورى آنجا در جسميت قوى است كه كفايت مىكند در شدت قوّت صلابت در جسميت اينكه هزاران سال بلكه تا ابد در آن آتش شديد باقى مىماند بدون اينكه موت هم حاصل شود، به خلاف اين دنيا كه اگر دو دقيقه در اين آتش باشد مىميرد و تحمل ندارد و محو و نابود مىشود، ولى آنجا آن جسم با اينكه شدت حرارت آتش جهنم به طورى است كه در روايت است اگر يك حلقهاش را به اين عالم بياورند همه عالم را مىسوزاند و ذوب مىكند و اين كوهها و سنگها با همه اين درياها و اجسام صلبه هيچ تاب ديدن روى ذرهاى از آن را