تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١ - نقد آخوند بر حجت پنجم
مىبينيم گاهى متعقل است و گاهى غير متعقل است پس مقدّم هم باطل است.
و الحاصل: چون نقيض تالى، بالوجدان ثابت است تالى باطل بوده پس مقدّم هم باطل مىشود و ثابت مىشود كه قوه عاقله حالّ در جسم و جسمانى نيست.
مقدمات حجت پنجم
اين برهان تماميتش موقوف به ثبوت چهار مقدمه است:
اول اينكه: ادراك، به مقارنت صورت مدرَك براى مدرِك حاصل مىشود.
دوم اينكه: مدرِك اگر مدرِك بالذات است، مقارنت به حصول صورت در ذات آن است. و اگر مدرِك، مدرِك بالآلة است بايد در آلتش صورت حاصل شود.
سوم اينكه: صور جسمانيه، افعال خودشان را به واسطه اجسامى كه موضوعاتشان است انجام مىدهند؛ پس آلات اين اجسام، در افعالشان است.
چهارم اينكه: امور متّحده، در ماهيت نوعيه متغاير نمىشوند مگر به سبب اقترانشان به امور متغايره ماديه كه عبارت از لواحق و منضمّات فرديه باشد.
نقد آخوند بر حجت پنجم
آخوند رحمه الله بر مقدمه دوم ايراد مىكند و مىگويد: اين مقدمه پيش ما غير مسلّم است؛ زيرا شما دانستى كه قوه باصره، ادراك مبصرات مىكند در صورتى كه ارتسام صور مبصرات در عين نمىشود و همچنين قوه خياليه، صور و اشباح جسمانيه را بدون انطباع آنها در دماغ درك مىكند پس اين حجت به واسطه اختلال اين مقدمه مخدوش است.
و حاصل ايراد آخوند اين است كه: قوه باصره با اينكه قوه جسمانى است ولى صور مبصرات در جسم مرتسم نمىشود تا قوه به وسيله جسم فاعليت داشته باشد، بلكه به فاعليت نفس، مثل صورت مبصر خارجى مخلوق مىشود، و قوه باصره اصلًا در فعل به موضوعش محتاج نيست كه صورت مبصر در آن مرتسم باشد. هذا كله فرمايش آخوند.