تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٢ - بيان اشكالات وارده بر كلام غزالى
جهت ضعف، ما گاهى آن را موجود به حساب نمىآوريم و اين از ضعف اين عالم و از ضعف خود نفس است؛ چون در اينجا مشغول است و اشتغال طبيعى باعث مىشود كه او در فعل خود ضعيف شود.
در اين عالم، علم، با آن صور ذهنيه متحد است، و ما علم به اين صور نداريم؛ چون اين صور، عين علم و عين معلوم است و لازم نيست ابتداءً آنها را تصور كرده و سپس ايجادش كنيم؛ چون تصورشان عين ايجادشان است، و ليكن خيلى ضعيف هستند و در آخر و صف نعال وجود قرار گرفتند و آنها را چيزى نمىشماريم، و ليكن وقتى كه نفس ترقى كرد و اشتغال به طبيعت را رها كرد و متوجه خود و افعال خود شد، منشآت آن قوى مىشود به طورى كه عينيت داشته و موجود عينى مىباشند، و مثل متصورات نفس در عالم طبيعت نيست كه به لحاظ ضعف آن مىگوييم موجودى است كه خارجيت ندارد، با آنكه وجود خارجى و عينى مىباشد، منتها به جهت ضعف، مىگوييم وجود ذهنى در عالم ذهن قرار گرفته است، حتى نمىگوييم آن صور ذهنى را ديديم با آنكه در عالم خواب، حقيقةً مىگوييم فلان كس را ديديم.
اينها همه از ضعف وجود است، گرچه وجود ذهنى هم مثل اين موجودات، وجود دارد، منتها به طورى ضعيف است كه اعتنايى به آن نداريم، و ليكن وقتى كه نفس از اين عالم خارج شد و از طبيعت بيرون رفت و يك موجود برزخى كامل شد، متوجه خودش خواهد شد؛ اگر چه در آنجا هم مجذوب عالم غيب است، البته تا اندازهاى كه سكرات موت و نزع جان، آن را متوجه عالم غيب كرده است. على اىّ حال به مراتب از اينجا قوىتر است؛ چون از مرتبه طبيعت- كه در صف نعال وجود و در مرتبه اضعف آن قرار داشت- خارج شده است و از جنبه طبيعى- يعنى ضعف وجود و مرتبه آخر- ترقى كرده و وجود قوى شده است و در نشئه برزخ قرار گرفته است.
پس چنان قوى است كه منشآت و صور علميهاش، قوتِ وجود و خارجيت دارند و نفس در عالم برزخ هر چه ايجاد و انشا نمايد موجود خارجى و قوى الوجود است؛ چون وجود نفس قوى گشته است.