تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦٠ - اصل چهارم حركت جوهرى
مانند تبديل نفت به ضياء و نور، كه نفت با حركت وجودى، به وجود اعلى و اصفى مىرسد- با آنكه سابقاً كدر و ظلمانى بود- همين طور اصل هويت عالم طبيعت به روشنايى وجودى و به جهات نورى مستكمل مىگردد و لذا هويتش هويت متدرّج و غير ثابت است و در متن خارج وجودى خالص است؛ چنانكه وجود ديگر نيز خالص مىباشد؛ بنا بر تحقيقى كه محقق داماد كرده است. [١]
چون در خارج، وجود از وجود ديگرى صادر مىشود، لذا در خارج- اگر چه نظر به ذهن نباشد- آن وجودى كه صادر است از آنچه كه منشأ صدور مىباشد، متأخر است و منشأ صدور در خارج متقدم است؛ پس متقدمى و متأخرى هست، و ليكن تقدمى غير از وجود مبدأ اول، متحقق نيست تا مبدأ اول، وجودى باشد كه له التقدم، و هكذا تأخرى غير از وجود صادر نيست تا وجود صادر، وجودى باشد كه له التأخر، بلكه حقيقت متقدم، همان حقيقت وجود است، بلا زيادة شىء عليه، و همچنين حقيقت متأخر، همان حقيقت وجود است، بلا زيادة شىء عليه، و همين طور شدت و ضعف دو حقيقت زايد بر حقيقت وجود نيستند، بلكه شديد، در خارج همان حقيقت وجود است و ضعف هم در خارج عين حقيقت وجود است؛ دو وجودى است كه يكى شديد و ديگرى ضعيف است، اما شدت و ضعف زايد بر وجودشان نيست؛ دو هويتى هستند كه به تمام ذات، مشترك و به تمام ذات متمايزند؛ وجه اشتراكشان، تمام ذاتشان است و وجه امتيازشان هم تمام ذاتشان است؛ چون بر اساس اصالت وجود، آنچه در خارج در هر دو جانب متحقق است، غير از وجود، چيز ديگرى نيست، منتها هويت يكى از آن دو در اصل حقيقت وجود جامعتر است، و هويت ديگرى در اين حقيقت كه عين هويتش است كمتر از اوّلى است.
پس هر دو هويت، وجود است ما به الاشتراك آنها به تمام الذات، وجود است و چون هويت هر كدام به تمام الذات وجود است، ما به الاشتراك آنها به تمام ذاتشان مىباشد، و چون سهم يكى از اين دو هويت، از حقيقت وجود بيشتر و سهم ديگرى
[١] قبسات، ص ٦١- ٦٤.