تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٥ - جواب آخوند از استدلال اهل تناسخ
دماغ و مغز كه اعدل اجسام طبيعت و بين استخوانهاى صلبه و محكم جمجمه است، نمىباشد. اين تمام شبهه آنها بود.
جواب آخوند از استدلال اهل تناسخ
[١]جواب مرحوم آخوند از شبهه اين است كه ما به اينكه همه نفوس، مجرد عقلانى خواهند شد و به آن درجه و سعادت خواهند رسيد قائل نيستيم؛ چون قليلى از انبيا و اوليا و مؤمنين خلّص و مخلص به آن درجه از سعادت خواهند رسيد، و اينها در نهايت اقليتند، و البته در اين گروه گفته شما حق است و اينها عذاب و عقابى ندارند و در روح و ريحان قرار دارند و عذاب آنها ممكن نيست، و به نعم الهى متنعّم بوده و قوه تخيليه هم ندارند، ولى اين منافات ندارد كه بگوييم براى آنها بدنى است بدون اينكه قوه متخيله داشته باشند و چه بسا آنها طالب مأكولات و حورى و بهشت نباشند، بلكه به امورى فوق اين مأكولات و حورى و بهشت متنعّم باشند و از آن امور لذت ببرند.
و اما نوع مردم دو گروهند: گروهى از سعداء و گروه ديگر اهل معاصى هستند و اين دو گروه به تجرد عقلانى محض نخواهند رسيد، بلكه تجردشان برزخى است و ابدان برزخى دارند. بلى قوه خيال مجرد است [٢] ليكن نه به تجرد تام، بلكه تجردش تجرد برزخى است، و هيچ مانعى از تجرد برزخى قوه متخيله نداريم.
تعذب و گرفتارى آنان از ادراكات است، چنانكه گرفتارى فعلى ما هم از ادراكات است و اگر ادراك نباشد، عذابى نخواهد بود، پس هر چه ادراك، قوّت داشته باشد، درك آلام هم شديدتر مىباشد، و چون درّاكيت نفس در برزخ و بعد از موت زيادتر است، باطنِ ذات بروز نموده و طبق ملكاتى كه در دار دنيا كسب كرده صورى را انشا مىكند. بلى گرچه بازار تجارت در آنجا برچيده شده است، ولى كالا و متاع را از اين دنيا مىبرد و ملكاتى را كه كسب نموده با ذاتش متحد است و ممكن است شخصيتش
[١] اسفار، ج ٩، ص ٣٧.
[٢] رجوع كنيد به: اسفار، ج ٣، ص ٤٧٥- ٤٨٧ و ج ٨، ص ٢٢٦- ٢٣٠.