تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٤ - غرض آخوند از بيان لغزشهاى شيخ
شد اين دستگاه بخوابد؟ يا اينكه تعلق، تعلق ذاتى است؛ و ما دام كه در طبيعت است نفس، موجود طبيعى است و اين بدن مرتبه نازلهاى از نفس است كه به حركت جوهريه از طبيعى بودن بيرون مىرود؟ و بالجمله: مطالب بسيارى از شيخ فوت شده است.
آخوند رحمه الله اين همه لغزشهاى شيخ را كه بيان نمود، نظرش بر ذمّ و تحقير و طعن او نمىباشد بلكه از باب موعظه است كه شيخ با آن موهبتى كه حضرت احديت به او كرده بوده چرا نبايد آن را در راه خود او صرف كند؟!
خداوند متعال كه نعمت مىدهد چرا بايد از او غافل ماند و براى او مصرف ننمود؟! استعداداتى كه خدا به انسان مىدهد نبايد بىموقع و بيهوده مصرف نمود و يا علومى كه انسان آنها را تحصيل مىنمايد، نبايد به هدر دهد.
كسانى كه علم طبيعى مىخوانند و آن را در طبيعت هم صرف مىكنند، آن قدر مورد ملامت نيستند و به آنها نمىگويند كه چرا طبيعت را براى طبيعت خرج نموديد؟ بلكه مىگويند چرا عمر خود را براى آنها خرج كردهايد؟
ولى كسى كه علم الهى و علم توحيد و به قول بعضى فقه اكبر مىخواند ولى توحيد را خرج طبيعت مىكند، خيلى مذموم است و به او مىگويند كه چرا توحيد را براى طبيعت صرف كردى؟ و چه چيز اشرفى را با جنس فانى معاوضه نمودى!
ما كه وارد اين مباحث شدهايم- چه با اختيار و چه بىاختيار- در چنين روزگارى اذلّ جامعه محسوب مىشويم و زندگى خود را با ذلت مىگذرانيم؛ اگر آخرت خود را حفظ ننماييم، بلكه توحيد را براى تكثير بياموزيم و آخرت را براى دنيا عنوان كنيم و آن را فانى در اين قرار بدهيم و قربت را از دست بدهيم و نظرمان از برف انبار كردن مفاهيم اين باشد كه اظهار فضل نماييم و يا خود را بين اقران محترم كنيم و نظر به اين باشد كه حوزه درس ما چگونه باشد، انسان در تحصيلاتى كه مىكند اگر نظرش به طبيعت باشد اگر چه آن تحصيلات فقه باشد، با آنها كه مادى و طبيعى هستند و راههاى طبيعت را در پيش گرفتهاند و علوم طبيعى را براى طبيعت مىخوانند و در همان راه مصرف مىكنند، هيچ فرقى ندارد.