تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٦ - توضيحى پيرامون سعداء، اشقيا و متوسطين
شش درِ آن مسلمين، و از يك در ديگر آن غير مسلمين وارد خواهند شد. [١]
پس نمىتوان گفت: كسى كه هيچ تقصيرى نكرده- جز آنچه كه فهميده، چيز ديگرى به گوشش نخورده و يا اگر شنيده به طورى به چيزهايى كه از پدر و مادر شنيده، معتقد بوده كه احتمال صحت غير آن را نمىداده است- به جهنم خواهد رفت، آيا خدا جهنم را خلق كرده تا هر كه معصيتى كرد فوراً او را به جهنم بياندازد؟ چنانكه وعاظ ما همين كه بالاى منبر مىروند، آن چنان سخن مىگويند كه مردم را مأيوس كرده و جهنم را از آنها پر مىكنند؛ مثلًا مىگويند: اگر كسى يك دفعه صورتش را تراشيد، مثل اين است كه هفتاد پيغمبر را كشته است و چندين بار با محرم خود در مكه و در بيت الحرام زنا نموده است!! خير، اين جورها نيست، مگر خدا بهشت را فقط براى چهار نفر ريش قرمزى كه در بازار قم يا در بازار همدانند، خلق فرموده است؟ خير، اين طور نيست.
لقمان در وصاياى خود مىگويد: يا بُنىّ، اگر گناه ثقلين را كرده باشى از رحمت خدا مأيوس مباش، [٢] و معناى «لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ» [٣] اين نيست كه هر كس فقط خودش از روح اللَّه مأيوس نباشد، بلكه حتى در حق ديگران هم نبايد رحمت حق را تحديد كرد و گفت رحمت خدا شامل آنها نمىشود.
همچنين انسان نبايد به عمل خود مغرور باشد، چنانكه در وصيت لقمان آمده است كه به عمل خود مغرور مباش اگر چه طاعت ثقلين را كرده باشى؛ [٤] براى اينكه ميزان كار، دست تو نيست تا بدانى اينهايى كه كردهاى، به راستى طاعت بوده است؟
مگر ما چه كردهايم و چه مىكنيم تا به عمل خود مغرور هم باشيم؟ لذا انسان بايد بين خوف و رجا باشد، از خود مأيوس شده و به او رجا داشته باشد و خود را فقير ببيند و
[١] اين روايت را نيافتيم، رجوع كنيد به: بحار الانوار، ج ٨، ص ١٢١، حديث ١٢.
[٢] تفسير قمى، ج ٢، ص ١٦٤.
[٣] يوسف (١٢): ٨٧.
[٤] تفسير قمى، ج ٢، ص ١٦٤.