تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٠ - بحثى پيرامون آيات معاد
نسبت به آن وجودى كه در طبيعت است، فعلى است؛ زيرا هر كس واجد مرتبه وجود خودش است و وجودات ديگر ربطى به آن ندارند، عالم طبيعتِ زيد، همان نفس وجود طبيعى زيد است؛ يعنى اگر اين نحوه وجود را دارد، طبيعت بالنسبه به او موجود است و اگر ندارد، بالنسبه به او موجود نيست، گرچه همه چيز عالم طبيعت سر جاى خود موجود باشد، پس عالم برزخ در قوس نزولى- كه به اصطلاح بعضى از حكما به خيال الكل موسوم است- بالنسبه به موجودى كه هنوز مرتبه خيالى را پيدا نكرده موجود نيست، و چون به واسطه سير حركت جوهرى اين مرتبه براى او حادث مىشود، نسبت به موجودى كه در طبيعت است، جز به ارتقا در مرتبه خياليه موجود نيست و لذا اگر در بعضى اخبار وارد شده كه جنت و نار به استعداد موجود است و زمين خالى است كه اشجار و قصور را بايد به واسطه اعمال در آن كِشت، [١] محمول بر اين جهت مىباشد، و اما فى نفسه، عالمى است كه قبل از طبيعت موجود است، البته به قبليت رتبى، نه زمانى؛ و اين وجه، طريق جمع بين روايات هم مىباشد.
[١] ثواب الاعمال، ص ١١؛ سنن ابن ماجه، ج ٢، ص ١٢٥١.