تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٠ - ابطال ادله قائلين به تناسخ نزولى
مىشود و ارتزاق مىنمايد. پس بچه تا در شكم مادر است بدون شائبه مجاز يكى از نباتات است، منتها فرقى كه با نباتات ديگر دارد اين است كه نباتيت در آن لا بشرط است و در شجر و درخت بشرط لا است. و بالجمله: اين مىتواند حيوان باشد به خلاف اشجار ديگر، آن گاه بعد از آنكه به دنيا آمد ديگر اين نحوه ارتزاق را ندارد، اين است كه از جفت كه ريشهاش بود مستغنى است، فلذا مىآيند آن لولهاى را كه از ناف متصل به آن بود مىبرند و دور مىاندازند. بعد از اين در عين حال كه سابقاً صرف نبات بود لا غير، فعلًا نباتى است كه حيوانيت هم دارد تا به اين نحو از حركت جوهريه حركت نموده رو به عالم تجرد مىرود و غير ممكن است اين سير تكاملى براى آن حاصل نشود، اين است كه اين سير به عالم تجرد را مىنمايد و از ذاتيات اوست، منتها در اين سير ممكن است با خود اكتساب فضايل و معارف كرده باشد و هنگامى كه سير تجردىاش تمام شد- منضمّاً با آن فضايل و معارف مكتسبه- يك موجود مجردى مىشود كه علاوه بر تجرد ذاتى، فضايل و كمالات اكتسابى دارد، و اگر در اين حركت ذاتى اكتساب رذايل و سيئات كرده باشد يك موجود مجردى مىشود كه ملكات آن، رذايل و شيطنت است.
و الحاصل: اين مادهاى كه از نباتيت ترقى مىكند انسان نيست، آن وقتى انسان است كه از جاده حقه و با ملكات فاضله تجردش به آخر رسد، و اگر اين تجرد با ملكات فاضله به آخر نرسيد در عين حال كه كمال تجردى پيدا مىكند ولى چون با ملكات رذيله اين سير را به اتمام رسانده است موجودى مجرد مىشود، ولى در شيطنت، بلكه ممكن است در شقاوت از شيطان هم بالاتر باشد؛ چون شيطان خيال الكل است و تجرد آن تجرد برزخى است و كلى نيست مثل خيال كه كليات را درك نمىكند ولى ممكن است انسان به تجرد تام عقلانى برسد ولى شقيّاً.
و الحاصل: انسان با حركت جوهريه و تكامل جوهرى رو به تجرد مىرود و اين براى او قهرى و ذاتى است كه اگر انبيا هم نمىآمدند قيامتى طبق اين حركت جوهريه بود، و عذاب آخرت مثل مجازات اين جنايات و جرايم نيست كه اينجا چنين وضع