تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٦ - ادله آخوند بر وجود عقل فعّال
ارتباط، همان فناى نفس در عقل فعّال است و هر چه تجرد بيشتر باشد، فناى نفس بيشتر مىگردد و ادراكات صافىتر مىباشند.
البته تضييق حقايق نه از اين جهت است كه آنها در مرتبه تجرد متقدّرند، بلكه اين از قوّت و غلبه مرتبه خيال ماست كه اگر انسان مثلًا با سواد شد به هنگام تعقل «انسان» در مرتبه خيال، يك الف و نون و سين هم ترسيم مىشود، و يا آن طور كه در منطق خوانده است، فوراً حيوان در جلو و ناطق به دنبال آن، در مرتبه خيال تصور مىگردد، اينها از غلبه خيال توليد مىگردد و از ضعف مرتبه عقلانيت است به طورى كه اگر آن مرتبه قوىتر گردد و صفاى تجردى بيشتر شود، اصل هويت به نحو تجرد مورد ادراك قرار مىگيرد.
چنانكه انسان همين معنى را كه تعقل مىكند، نفس در اين تعقل از حيطه زمان بيرون است و ماضى، استقبال، حال، امكنه بعيد و قريب، انسان طبيعى و مادى و برزخى و عقلانى، در آن تفاوت نمىكند؛ همه اينها با احاطه نفس و تجرد آن به همان جهت انسانيت ادراك مىشود و هيچ زاويهاى از زواياى آن تحت خفا نمىباشد، و همين طور انسان كه نار بما انّه نار را تعقل مىكند، در اين تعقل هر چه بر آن حكم مىكند، ثابت است؛ نار دنيا باشد يا نار آخرت، در هر كجا و در هر زمان باشد؛ چون او اصل نار مجرد از زمان، مكان، قيد ماضى، استقبال و حال را درك نموده است و البته اگر تجرد نفس قوى باشد، به طور اتمّ و اعلى مجرد را درك مىكند.
و چنانكه سابقاً گفتهايم: مجرد بما انّه مجرد، از عالم عقل است و در عالم عقل بينونت و فاصله مكانى نيست؛ لذا وقتى كه انسان معقولات را درك مىكند، متصل و مرتبط با عقل فعّال است و همان عقل فعّال است كه هر چه صفاى محل بيشتر باشد، ظهورش اجلى و اظهر خواهد بود و به اندازه استعداد، در آن ظهور حاصل مىشود.
اختلافات علوم براى اين است كه چون تجرد كامل حاصل نبوده است، هر كسى به اندازه ممازجت ظلمت ماديت به نور وجود تجرد، حقايق را مشتبه و ناهويدا ادراك كرده است؛ و لذا اختلافات بين عالمان الى ما شاء اللَّه هست.