تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨ - نقد حجت اول
است. پس نتيجه مىدهد اين علمى كه در ما هست و متعلق آن بسيط است، بسيط بوده؛ پس محل آن بايد بسيط و مجرد باشد. پس ثابت مىشود كه در ما چيز بسيط و مجردى است كه «نفس» مىباشد.
نقد حجت اول
[١]اين حجت تام و تمام است، و ليكن با اين حجت نمىشود تجرد نفوس كليه افراد بشر را اثبات كرد، براى اينكه علم به بسايط در نوع جماعت بشر اتفاق نمىافتد، بلكه به عدّه مخصوصى كه عارف باللَّه هستند اختصاص دارد و با برهان مذكور تنها تجرد نفوس ايشان اثبات مىشود. و اما براى عامه مردم در اين گونه بسايط، فقط يك مفهومى حاصل است، آنها از حقيقت ذات، خبرى ندارند، بلكه دلشان در معرفت به اللَّه، به آن مفهوم ذهنى كه بيش از مفهوم اللَّه چيزى نيست، خوش است.
بلى، براى نفوس عارفين باللَّه، فيض عظيم حقيقت ذات به اندازه وسعت و تجردى كه پيدا كردهاند، حاصل است و به اندازه قابليت فهم، به حسن محبوب نايلند. البته نوع بشر داراى صور خياليه هستند؛ گرچه نمىتوانند با مرتبه تجرد تام عقلانى، اشياء را بفهمند. و چون صور خياليه دارند در نتيجه بحث- كه معاد است و ما براى معاد اين منزل را طى مىكنيم- فرق نمىكند؛ به جهت اينكه اگر بشر به مرتبه تجرد خيالى- كه از ماده مجرد باشد و از مقدار و شكل مجرد نباشد- برسد در مبحث معاد، معاد براى او ثابت مىشود.
از اين رو ما قائليم: حتى از حيوانات، آنها كه به تجرد خيالى رسيدهاند، محشور مىشوند. [٢]
[١] اسفار، ج ٨، ص ٢٦٤.
[٢] شرح حجت دوم بر تجرد نفس در تقريرات موجود نيامده است.