تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٨٢ - اصل دهم چگونگى خلاقيت نفس بعد از خروج از طبيعت
مظاهر ديگرى منحدر شوند از آنجا به حس مشترك منحدر مىشوند. على اىّ حال، در حس مشترك، صور تمام محسوسات جمع است گرچه مظاهرشان در عالم طبيعت مختلف مىباشند، ولى در عالم برزخ و در عالم خيال، همه اين صور به فعاليت نفس جمع هستند.
و چنانكه فعلًا حس مشترك با اينكه يك حس است، اما واردات همه حواس ظاهره در آنجا هستند و در آنجا حقيقةً رؤيت و سمع و لمس واقع مىشود، در موقع ترقى وجود و استخلاص از دار طبيعت و تبدل نشئهاى به نشئه ديگر و «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ» [١] هم همين طور است، نه اينكه ارض به چيز ديگرى تبديل مىشود، مثلًا سماء مىشود، بلكه ارض، به ارض تبديل خواهد شد، اما نه مثل آن ارض اول، بلكه غير آن ارض خواهد بود و در چنين نشئهاى مثل نخواهد بود، بلكه در مرتبه خيال نيز سمع و رؤيت و غير اينها حقيقةً حاصل خواهد شد.
اصل دهم: چگونگى خلاقيت نفس بعد از خروج از طبيعت
اصل دهم: بعضى از صور مقداريه جرميه مكتفى به فاعل مجرد نبوده، بلكه به واسطه هيولاى قابله، استعداداتى لازم دارد تا با تطورات استعدادات فاعل تأثير كند، و بعضى از صور مقداريه، مثل افلاك و اجرام علويه به فاعل مجرد اكتفا دارند.
نفس، ما دام كه در طبيعت است، چون گرفتار اجنبى است و هيولى و جهت بالقوهاى دارد، قابل صورت جسميه است نه اينكه خودش جسم باشد، و در دار طبيعت جسم بما انّه جسمٌ خالصٌ نيست و جهت قوه- يعنى هيولى كه محل جسم است- در كار است و از اين جهت مىتوان گفت جسم خالص، موجود نيست، بلكه اجنبى هم همراه صورت جسميه هست. و لذا اين بدن طبيعى، صاحب هيولايى است كه امّ الطبيعه و مهد صور طبيعيه مىباشد و طبيعى بودن و مادى بودن عالم به خاطر همين هيولى است و اگر اين نبود، اصلًا عالم طبيعت مرتبهاى از مراتب عالم وجود
[١] ابراهيم (١٤): ٤٨.