تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٤ - تحليل مشهور در چگونگى اخذ اجناس و فصول
حيوانند، و ليكن اين حصّه حيوانيت و قوه احساس، در آن فعليتى كه خواهد يافت فعليتى را مىجويد كه آن عين صورت فرسيت است كه فرسيت فرس، به آن فعليت و به آن صورت است، ولى اين حصّه از مرتبه ضعيفهاى كه در جنين انسان است، صورت و فعليت ديگرى را قابل است كه آن فعليت، صورت انسانى است.
و هكذا آن حصّه كه در جنين بقر است به سوى صورت و فعليتى مىرود، كه قوه آن را داراست و مىتواند آن فعليت را بيابد.
پس همه در اول امر در آن احساس و اصل حس كه آن منشأ انتزاع حيوانيت است شريكند، و معناى شركت اين نيست كه در يك حصّهاى از احساس شريكند، بلكه در هر كدام، حصّه مختصهاى از حقيقت هست كه از اين حصّه و از آن حصّه يك معنى انتزاع مىشود، منتها اين حصصِ منشأ انتزاع، اختلافشان به اين است كه هر يكى به جهت تخصصى كه در ازل مقدّر شده و تقدير گرديده است، طورى است كه به يك نحو فعليت و صورت مىرسند كه غير از نحوه فعليت ديگرى است و به آن نحو اشتراكى كه گفتيم بين همه مشترك نيست.
شاهد بر آن اين است كه صورت نوعيه آنها- كه فعليت و فصل اخير آنها است- در حقيقت مختلف است، لذا آثار و خواص آنها را مختلف مىبينيم؛ مثلًا اين نبات، خرماى شيرين مىدهد و آن، حنظل تلخ، و اين آلوچه ترش، و آن هندوانه شيرين مىدهد.
بلى، آن افرادى كه آثارشان يكى است، معلوم مىشود كه تقدير آن حصّه احساسى- كه منشأ انتزاع حيوان است و در آنها بوده- اين بوده است كه به سوى يك نحوه از فعليت و وجود حركت كند، پس اين افراد با هم در نوع اختلاف ندارند، چون نحوه فعليت آن اصل احساسى كه در آنها بوده به يك ميزان است.
و البته تقدير و مقدّر شدن اين حصص احساسى به اينكه به كدام نحوه فعليت- كه صورت اخير و شيئيت شىء است- حركت كنند، همان تقديرات و تخصصاتى است كه براى حصص مادة المواد رخ داده است. و لا بد آن حصصى كه مقرر شده تا خلعت