تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٨ - ابطال ادله قائلين به تناسخ نزولى
ذاتى مىداند البته محال است شىء بعد از آنكه از تمام قوه به فعليت آمد و زمان استقلال از ماده حاصل آمد و ماده را انداخت و مستقل شد دوباره از استقلال و فعليت تنزل كرده و براى بدن ديگرى صورت شود و بعد از دورى از قوه دوباره جهت قوه پيدا كند. هذا كله ادله عامه بر ابطال تناسخ.
ادله خاصه بر ابطال تناسخ
[١]البته تناسخيها برهان ندارند، فقط با الفاظ و حرفهاى خوشآيند تكلم نموده و اعتبارات من عندهم آنها را به حرفهايى كه بافتهاند وادار نموده است؛ لذا با آنها به طريق وعظ صحبت مىشود.
ابطال ادله قائلين به تناسخ نزولى
به آنهايى كه به تناسخ نزولى قائل بوده و به طور وعظ صحبت كردهاند مىگوييم:
اگر گفته شما درست بود از آن لازم مىآمد موقع تكوّن هر حيوانى انسانى مرده باشد و اينجا كه انسانى مرد لا بد مثلًا در فلان جزيره ماده حيوانى تكميل شده است و مولود خواهد شد، و اگر يك وقتى وبايى مثلًا اتفاق افتاد كه سكنه يك مملكت تلف شدند حيوانات در آن سال به قدر آنها شيوع پيدا خواهند نمود و اگر يك سالى صحت و سلامتى بين مردم وقوع پيدا كرد در آن سال بايد حيوانات متولد نشوند، و حال اينكه همه اينها به ضرورت وجدان باطل است. علاوه بر آن به واسطه اينكه طايفه قليلى از عدد نفوس انسانى و بنى آدم تجرد عقلانى پيدا كرده و وارد عالم عقل مىشوند و خيلىها ناقص مىمانند، و اين نفوس ناقصه هم به سلسله مراتب بايد جمع شوند و هر يك در بدن حيوانى قرار گيرند لازم مىآيد عدد حيوانات غير متناهى عددى باشد و هيچ يك از اين حرفها را عقل باور نمىكند.
[١] اسفار، ج ٩، ص ١٣.