تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٥ - استدلال شيخ بر مطلب
فصل چهارم بيان عدم فساد نفس به فساد بدن
[١]استدلال شيخ بر مطلب
شيخ بر عدم فساد نفس به فساد بدن اقامه حجت نموده به اينكه: مصاحبت نفس با بدن، مصاحبت اتفاقيه است و ملازمه و ارتباط بين آنها لزوميه نيست، و چون مصاحبت، اتفاقيه است فساد يكى ملازم با فساد ديگرى نيست.
تقريب برهان به اين نحو است كه معيت نفس و بدن، معيت در ماهيت نيست و الّا لازم مىآيد كه نفس و بدن متضايفين باشند و تصور ماهيت يكى، محتاج به تصور ماهيت ديگرى باشد و حال آنكه ثابت شده است كه آنها جوهر هستند نه اينكه از قبيل متضايفين و از مقوله تضايف باشند. بلى معيت آنها با هم، معيت در وجود است و البته دو چيزى كه با هم در وجود «مع» باشند با زوال و فساد يكى، اصل معيت زايل مىشود نه آنكه وجود ديگرى هم زايل گردد، و بين آنها صحابت لزوميه نيست بلكه صحابت اتفاقيه مىباشد؛ چون اگر صحابت لزوميه باشد، بايد نسبت به يكديگر عليت و معلوليت داشته باشند؛ پس يا بايد نفس، علت باشد كه اگر نفس علت باشد، لازم است بدن معدوم نشود مگر به انعدام نفس؛ چون هر چيزى كه وجودش علت چيزى باشد، عدمش هم علت عدم او خواهد بود.
و به عبارت ديگر: علت عدم معلول، عدم علتش است؛ چنانكه علت وجودش،
[١] اسفار، ج ٨، ص ٣٨٠.