تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٩ - تشابه مراتب نفس با مراتب علّى و معلولى
تشابه مراتب نفس با مراتب علّى و معلولى
در تحقيق مطلب مىگوييم: هر چه در معلول از حيثيات كماليه هست، بايد به نحو اعلى و اتمّ در مبدأ آن، يعنى در علت باشد؛ براى اينكه اگر چيزى از حيثيات كماليه در معلول باشد يا اين است كه من ذاته است و يا اينكه از چيز ديگرى غير از مبدأ و علتش است و يا اينكه از علتش است.
اما اينكه من ذاته باشد، محال است؛ چون وجود معلولى محال است حيثيتى از كمال را بدون علت دارا باشد.
و اما اگر از غير علتش باشد نيز محال است؛ زيرا معنى ندارد معلولِ چيزى نباشد، ولى از آن، حيثيتى وجودى و كمالى داشته باشد، پس بايد از مبدأ خود داشته باشد و چون از مبدأ و علت است پس علت بايد آن كمال و حيثيت وجوديه را دارا باشد، و با اين برهان اثبات مىشود كه كليه كمالات وجودى و حيثيات كمالى كه در معلول هست، در مرتبه فوق و علت بايد باشد.
ممكن است جهات نقص و عدمى و كيفيات ديگرى كه مرجع آنها به حدود و نقصان است در معلول باشد ولى در علت نباشد، به جهت اينكه اينها از لوازم تنزل و ضعف وجود است، مانند الوان و كيفيات، رطوبت و حرارت و آنچه از خصوصيات مرتبه معلولى و تنزلِ وجودى است كه حيثيات كماليه نيستند، پس در عالم عقل، اين رنگها و كيفيات و جسميت و ابعاد ثلاثه نيست، ولى همه كمالات وجودى و حيثيات كمالى از بصر و سمع و شمّ و ذوق و درك و غيره هست، و ليكن نه به نحو كثرت كه لازمه نقصان وجود و ضعف مرتبه است. و همين طور اين حيثيات كماليه در عالم برزخ هست ولى نه به طور كامل كه در عالم عقل است، و نه به طور ضعف و كثرت كه در عالم شهادت و طبيعت است.
بالجمله: تمام كمالات و حيثيات وجودى عالم شهادت- با آن برهانى كه گفتيم- به ناچار در عالم غيب هست و هيچ كمالى نيست كه از حيطه وجود عالم بالا خارج باشد