تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٦ - تقيه و رمز در كلمات پيشينيان
شيخ الاشراق براى اهلش بيان داشته است، ولى از آنجايى كه مخالفان از شنيدن لفظ وجود و اصالت آن وحشت داشتند و به سراسيمگى مىافتادند، با لفظ نور به جاى لفظ وجود، سخن خود را بيان داشت تا ديگران را از وحشت و هول برهاند.
و الحاصل: چون در اذهان شريف خيلى از محدثين ما، گاهى معنايى، مخالف كثيرى از اصول مذهب جلوه مىكرد و گمان مىداشتند كه اگر به فلان مطلب قائل شويم، اساس مذهب به خطر مىافتد، لذا آن معنى و مطلب را قبول نمىكردند و قائلان آن را تكفير مىنمودند؛ مثلًا با اينكه مرحوم مفيد رحمه الله قائل به تجرد نفس بود و در كتابش نوشت [١] و پدر مرحوم مجلسى [٢] هم به تجرد نفس قائل بود، [٣] ولى در نظر مرحوم مجلسى تجرد نفس تنافى با اصول مذهب داشت و تجرد نفس را انكار نمود و فرمود: جز حق تعالى و واجب الوجود، مجرد نداريم؛ زيرا اگر غير از حق تعالى مجرد يا مجرداتى داشته باشيم، لازمهاش بطلان قضيه حشر و تعذيب و تأليم و تنعيم است و همچنين لازمهاش، فاعلِ موجَب بودن خداوند متعال و تعدد قدماست و لذا منكر تجرد نفس شده است. [٤]
اگر تجرد را در عالم انكار كنيم و عالم مجردات را قبول نكنيم، لازمهاش ممكن بودن ذات واجب الوجود و ارادهاش است؛ زيرا معلول بايد با علت سنخيت داشته باشد و قول به امكان ذات واجب الوجود و اوصافش، مساوق با انكار توحيد و واجب الوجود و مبدأ عالم است.
[١] مسائل سرويه، ص ٥٨- ٦١؛ تصحيح الاعتقاد، ص ٧٠- ٧٣.
[٢] محمد تقى بن مقصود على اصفهانى، معروف به مجلسى اول، از بزرگان علماى اماميه و در فقه، حديث، رجال و عبادت و زهد سرآمد همعصران خويش است. بر بزرگانى همانند: شيخ بهايى، مولى عبد اللَّه شوشترى و محقق كركى تلمّذ نموده و شاگردانى همچون: فرزند بزرگوارش مجلسى دوم و آقا حسين خوانسارى را تربيت فرموده. برخى از تأليفات ايشان بدين قرار است: روضة المتقين، لوامع صاحبقرانى، شرح صحيفه سجاديه و حاشيه بر نقد الرجال.
وفات وى به سال ١٠٧٠ ق. در اصفهان واقع شد.
[٣] روضة المتقين، ج ١، ص ٣٤٨ و ٣٥٣.
[٤] بحار الانوار، ج ٥٨، ص ١٠٤- ١٠٥.