تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٩ - جواب بعضى از فضلا از شبهات منكرين معاد
اگر چه وهماً و عقلًا متجزى باشند- اگر اين اجزاء و سلولهاى مختلف طورى چيده شده باشند كه مثلًا نوعى از آنها بيشتر از بعضى ديگر باشد، استخوان مىشوند و اگر در چيده شدن با نظم مخصوص، نوع ديگر آن زياد باشد گوشت مىشوند و اگر با نظم مخصوص ديگرى كه جواهر فرد از يك نوع ديگر بيشتر باشد، خون حاصل مىشود و هكذا. و يا اينكه اگر چه اجزاء و سلولها مختلف نباشند، بلكه يك رقم ذراتى ديگر باشند كه در چيده شدن با نظمهاى مخصوصى گوشت و استخوان و پوست شده باشند، صورت نوعيه مختلف در بين اجسام نيست.
و خلاصه: اجزاء سابقاً به نظم مخصوصى مرتب و منظم شده بودند و به هنگام موت، اين نظم مخصوص از بين مىرود. و گرچه شخص نظم باقى نيست ولى اگر نوع نظم و شخصيات اجزاء محفوظ باشد، و دوباره با همان شخصيات اجزاء باقيه، مثل نظم اول چيده شود، و روح مجرد بيايد و به آن متعلق شود، همين موجب عينيت است، و اصلًا بيش از اين لازم نيست، فقط آنچه از بين رفته بود، نظم چيده شدن اشخاص به يك نظام مخصوص بود، و آن نظم گرچه بشخصه از بين رفته ولى بنوعه باقى مىباشد و دوباره به نظام سابق اشخاص اجزاء را با هم منتظم مىنمايد و روح به آن القا مىشود، و اين قول در حقيقت مىخواهد اثبات عينيت كند.
بر فرض خانهاى از اين اجزاء و آجرهاى معين و مشخص با يك نظم مخصوصى منظم شد و اين خانه حاصل گرديد، اگر يك مهندسى بيايد، همه اين آجرها را بردارد و شماره هم گذاشته باشد و به طورى بريزد كه اشخاص آجرها هم محفوظ مانده باشد و چوبهاى در و پنجره و غيره را از هم باز كنند و ميخهايش را بكشند ولى نشانه كنند كه كدام چوب با كدام چوب در مرحله اول پهلوى هم بوده است، پس از متلاشى شدن هيكل اين خانه، دوباره بيايند آن را به همان نظم اوّلى بچينند تا شكل خانه حاصل شود، چون اجزاء بشخصياتها محفوظ بوده و نظم و ترتيب همچنان كه در مرتبه اول بوده مراعات گرديده، پس شكل خانه بنوعه محفوظ مىباشد، گرچه بشخصه محفوظ نباشد؛ زيرا اجزاء بشخصياتها محفوظ بوده است و در عينيت بيش از اين لازم نيست