تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٠ - بيان فرق ميان مجردات در قوس صعود و نزول
باشد و فانى در قوه عاقله گردد، در اين صورت مىتواند موجودات و مجردات عقليه و حقايق كليه و وجودات احاطى را مشاهده كند، در عين حال كه موجود طبيعى و برزخى هم هست؛ زيرا مجذوب عالم عقل است و به آن انس دارد و در قوه عاقله آن چنان قوى شده كه هم افق موجودات عقليه و حقايق عقليه در كمال وجودى گرديده است و لذا متوجه مراتب ديگر نمىباشد؛ چون در مرتبه عقل به طور حقيقت و بدون شائبه مجاز، فانى است و به اين ملاحظه، انسان مىتواند بگويد كه دو مرتبه طبيعت و برزخ، همان مرتبه عقل و يا متحد با آن مرتبه هستند.
اتحاد مراتب طبيعت و برزخ با مرتبه عقل، به اين معنى نيست كه در مرتبه عقلانى، بدن برزخى و جسم برزخى نداشته باشيم و همه اين امور به تجرد عقلانى رسيده باشند؛ يعنى موجودى كه با حركت جوهريه به مرتبه عقلانى رسيده، مانند موجودات عالم عقل در قوس نزول باشد كه بدن برزخى و جسم و قواى برزخى ندارند و يا اينكه چنين موجودى كه با حركت جوهريه به عالم عقل رسيده، مانند عقل فعّال باشد؛ زيرا مسلّماً قضيه چنين نيست، گرچه ظاهر فرمايش مرحوم آخوند رحمه الله كه فرمود: بدن در مرتبه سوم متحد با عقل، بلكه محض العقل مىشود، [١] چنين ايهامى را به وجود مىآورد.
و الحاصل: فرمايش مرحوم آخوند رحمه الله اگر چنين باشد، چون خلاف تحقيق است، قابل پذيرش و قبول نيست كه مثلًا عده قليلى- مثل كمّلين از انبيا- كه به مقام عقل مىرسند، چون توجه به مراتب طبيعت و برزخ ندارند و فانى در عالم عقل هستند، بدن آنها متحد با عقل است و يا اينكه خود عقل مىشود؛ زيرا از باب تسامح و يا از آنجايى كه كمّلين به غير حق توجه ندارند، مىشود گفت كه آن دو مرتبه، با عالم عقل متحد است، ولى در حقيقت، موجودى كه در قوس صعودى با حركت جوهريه به مرتبه عقلانى مىرسد، محال است كه بدن و قواى برزخى نداشته باشد، گرچه اكمل موجودات عالم باشد، و فرق بين موجود عقلى در قوس نزولى و قوس صعودى
[١] اسفار، ج ٩، ص ٩٨.