تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٠ - ادله شيخ اشراق بر بطلان قدم نفوس
شجره كثرات بود و اصل آن شجره، اين عالم طبيعت و هيولاى اولى بوده كه تعينات در آن استقلال پيدا كرده و شركها به وجود آمده است و عدمنماها خود را نمايان كرده، باعث غفلت وى از آنچه كه بايد مدّ نظر قرار دهد شد، و شايد مراد از شجره منهيه همين باشد كه مورد نهى واقع شده بود و شيطان آدم را به اين شجره كثرت و دنيا هدايت كرد و نظر او را از محبوب انحراف و انصراف داد.
پس مىتوان گفت هر چه انسان را به غير خدا دعوت كند، شيطان است؛ اگر كسى گفت: بلند شو نماز بخوان تا از جهنم برهى، شيطان است و اگر گفت: نماز بخوان تا به بهشت و گلابى برسى، شيطان است، و ليكن هدايت رحمانى آن است كه بگويد نماز بخوان تا به خدا برسى.
و بالجمله: چون آدم بعد از فنا متوجه كثرات شد، به اين كثرات برگشت، و اين درد بود كه آدم را به گريه آورد، و الّا صرف از دست دادن گلابى، آن قدر اهميت ندارد.
وقتى آدم نظر را از محبوب متوجه كثرت اسماء نمود- البته نظر به كثرت اسماء، نظر به كثرات لوازم هم خواهد بود- چون محبوب اين خلاف قانون محبت را ديد با صداى رساى قرآنى داد رسوايى آدم زد و اين نغمه طولانى به گوش همه ذرّات جهان و جهانيان رسيد و به كيفر نظر به عالم طبيعت، اهباط شد تا از اين كثرات و قعر عالم وجود سير كرده و از اين شكنجه بيرون بيايد، و بداند كه اين كثرات لايق توجه نبوده و اين جهنم است. البته عالم دنيا جهنم است و بايد از اين گذشت و گذشتن از دنيا راهش فقط صراط مستقيم است كه بايد از وسط اين عالم از همان خط گذشت، بدون اينكه كثرات، آدم را فريب دهد.
عالم آخرت نمونه اين عالم طبيعت است. بايد از داخل همين عالم طبيعت و دار دنيا و از داخل همين جاهطلبيها، رياستطلبيها، دنياطلبيها، كينه، حسد، بخل و آتشهاى خطرناك حركت كرد و حركت بايد در خط مستقيم باشد كه اگر آدم سيرش با آن خط مستقيم كه صراط مستقيم قرآنى و اسلامى است منطبق نباشد، داخل آتشهاى دنيا مىافتد؛ همين، نمونه صراط است كه در جهنم مىباشد.